تبليغاتX
اطاق هم اندیشی پیرامون نهضت حق طلبی نسل
 
 

 

 

این وبلاگ در سالروز رحلت پیامبر اسلام(ص) و شهادت امام حسن مجتبی(ع) و با هدف ایجاد فضایی مناسب جهت بیان حقوق و مطالبات پایمال شده مردم و روشنگری پیرامون آن و یافتن راه حل هایی جهت گرفتن آن تشکیل شده است.

نام و اساسنامه این وبلاگ با کمک بیش از دوازده نفر از عزیزان وبلاگ نویس نوشته شده است، همانگونه که در اساسنامه نیز آمده است این وبلاگ توسّط هیئت مدیره اداره خواهد شد، بر طبق اساسنامه تمامی کسانی که اساسنامه وبلاگ را قبول کرده و در قالب آن با وبلاگ همکاری نمایند عضو مجمع نویسندگان وبلاگ خواهند بود و اعضای مجمع نویسندگان هیئت مدیره هفت نفره ای را انتخاب خواهند کرد و هیئت مدیره مذکور نیز کمیته اجرایی سه نفره ای را برای اداره امور وبلاگ تعیین می کند.

مطالب تمامی افراد(حتی کسانی که عضو مجمع نویسندگان وبلاگ نمی باشند نیز) در صفصات اصلی وبلاگ قابل ثبت خواهد بود بنابراین از همه اشخاص دعوت می شود مطالب خود را جهت درج در وبلاگ ارسال نمایند.

اشخاصی که می خواهند نوشته هایشان در وبلاگ گروهی ثبت گردد باید قبلاً  عین مطالب شان را در وبلاگ شخصی یشان ثبت نمایند.

لطفاً نوشته های خود را به آدرس ghaemi.s.m@gmail.com ارسال نمائید(از ارسال مطالب در قالب پوشه خود داری نمائید) و یا در قسمت نظر خواهی وبلاگ وارد کنید.

این وبلاگ آماده تبادل لینک با تمامی سایت ها و وبلاگهای دیگر می باشد.

نشانی وبلاگ: http://faryadehaghtalabi.blogfa.com

 

  نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 23:58  توسط سید محسن قائمی 

1- همانگونه که قبلاً نیز به استحضار رسانده بودم اینجانب در مهر ماه سال 1384 در ضمن توزیع اطلاعیه ای با عنوان«دعوت به همکاری برای تشکیل نهضت حق طلبی نسل جدید» در مقابل دانشگاه فردوسی مشهد توسّط نیروی انتظامی دستگیر شدم و به جرم تبلیغ بر علیه نظام به یک سال حبس تعلیقی محکوم گردیدم و چون احتمال می دادم که مدیریت وبلاگ اطاق هم اندیشی جرم باشد و در نتیجه حبس تعلیقی ام قطعی گردد تصمیم گرفتم وبلاگ را غیر فعال نمایم و در روز سه شنبه 15/12/1385 این تصمیم را اجرا نمودم.

2- از این به بعد هیچ مطلب(پست) جدیدی توسّط اینجانب به وبلاگ افزوده نخواهد شد و قسمت نظر خواهی تمامی پستها به غیر از آخرین پست غیر فعال می باشد.

3- تمامی نظراتی که تا این تاریخ به وبلاگ رسیده است جهت اطلاع در وبلاگی به آدرس http://goftegoo2.blogfa.com قرار داده شده است.

4- در مدّت 37 روزی که اطاق هم اندیشی فعّال بود تغییراتی در تئوری نهضت حق طلبی نسل جدید داده شد که آخرین تغییرات در پست قبلی قرار داده شده است.

5- کسانی که می خواهند در نهضت حق طلبی عضو گردند لطفاً در قسمت نظر خواهی همین پست پیام بگذارند و یا به آدرس ghaemi.s.m@gmail.com تماس بگیرند.    

                  پیروز باشید - سید محسن قائمی 15/12/1385

  نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 4:16  توسط سید محسن قائمی  | 

آخرین تغییرات در تئوری نهضت در پاسخ به ایراد مدیر وبلاگ .... به خط و مشی وبلاگ اطاق هم اندیشی

با سلام و تقدیم احترام، جنابعالی به نحوه ی مبارزه من ایراد گرفته اید آنجا که می فرمائید:«اگر هدفتان مبارزه است پس بدانید شتر سواری دولا دولا نمی شود».

در پاسخ به این ایراد باید بگویم که:

من نیز مانند شما درگیر مبارزه با نظام هستم و عامل اصلی بسیاری از بدبختی ها و مشکلات  فعلی جامعه را در کجی ها و کاستی های قانون اساسی و همچنین در ضعف مدیریت و در بعضی موارد نیز سوء مدیریت مسئولین نظام(در طول 27 سال گذشته) می دانم و متقاضی اصلاح قانون اساسی می باشم ولی نوع مبارزه من با شما متفاوت می باشد، مبارزه جنابعالی و تمام کسانی که مانند شما مبارزه می کنند مبارزه ای از نوع محدود و ایذایی می باشد، مبارزه جنابعالی هرگز آن وسعت و عمق لازم برای ایجاد تغییرات اساسی در نظام و در قانون اساسی را ندارد و مسئولین نظام نیز از جانب شما خطر جدّی احساس نمی کنند، مبارزه محدود و ایذایی تنها مناسب زمانی است که شرایط برای مبارزه سراسری و فراگیر آماده نباشد ولی وقتی که شرایط داخلی و خارجی برای مبارزه سراسری و فراگیر آماده شد همه معترضین و مخالفین باید جبهه واحدی تشکیل دهند و تمام توان خود را برای انجام تغییرات در قانون اساسی بکار گیرند، به عقیده من هم اکنون بهترین شرایط برای مبارزه سراسری و فراگیر با نظام(برای اصلاح قانون اساسی) فراهم شده است و اگر از این فرصت استفاده نکنیم چه بسا در آینده مجبور شویم برای اصلاح قانون اساسی هزینه بیشتری را بپردازیم.

پیشنهاد من این است که تمام معترضین و مخالفین نظام به اتّفاق جبهه واحدی تشکیل دهیم و روی حدّاقل تغییرات در قانون اساسی با هم به تفاهم برسیم و آنگاه همگی در یکی از کلان شهرها(به غیر از تهران) جمع شویم و به اتّفاق به استانداری رفته و درخواست تغییر در قانون اساسی را به استاندار بعنوان نماینده دولت در استان بدهیم و از آنجا به نزد مسئولین ادارات، سازمانها و نهادهای دولتی آن شهر برویم و آنها را امر به معروف و نهی از منکر نمائیم(به آنها بگوئیم که شما بعد از انقلاب افراد و گروههای زیادی را به عناوین مختلف از رسیدن به پست های مهمّ حکومتی محروم کردید و نتیجه آن این شد که نتنها در 27 سال دوران مدیریت شما امور جامعه سامان نیافت بلکه روز به روز بر ناهنجاریها و مفاسد جامعه افزوده گردید پس آیا بهتر نیست که از این به بعد شرایط حضور تمامی ایرانیان با هر اعتقادی را در اداره امور کشور فراهم نمائید)، و در روزهای بعد نیز باید ابتدا برای پیگیری درخواست اصلاح قانون اساسی به استانداری برویم و بعد برای ادامه کار امر به معروف و نهی از منکر به نزد مسئولین نظام برویم(و این کار را تا چند روز ادامه دهیم) حال اگر مسئولین در این مرحله به خواسته های ما توجّه نکردند باید به سمت تهران حرکت نمایم تا خواسته های خود را مستقیماً به گوش مسئولین عالی نظام برسانیم(و همچنین آنها را امر به معروف و نهی از منکر نمائیم).

من شهر مشهد را به دلیل وجود بارگاه امام رضا(ع) بعنوان بهترین مکان برای شروع کار جبهه(معترضین) می دانم چرا که بارگاه امام رضا(ع) مکان امنی برای تشکیل جلسات معترضین می باشد.

ما باید دو هدف اصلی را دنبال کرده(و اعلام نمائیم)، هدف اوّل ارشاد(امر به معروف و نهی از منکر) مسئولین و هدف دوّم نیز درخواست تغییراتی در قانون اساسی می باشد.

هدف ارشادی: در اصل هشتم قانون اساسی آمده است«در جمهوری اسلامی ایران دعوت به خیر، امر به معروف و نهی از منکر وظیفه ای است همگانی و متقابل بر عهده مردم نسبت به یکدیگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت» و همچنین در آیه 104 سوره آل عمران می خوانیم«باید از میان شما جمعی دعوت به نیکی و امر به معروف و نهی از منکر کنند و آنها همان رستگارانند» و در آیه 110 سوره آل عمران نیز می خوانیم«شما بهترین امّتی بودید که به سود انسانها آفریده شده اید(چه اینکه) امر به معروف و نهی از منکر می کنید و به خدا ایمان دارید و ...» بنابراین هم قانون گذار و هم خدا به ما توصیه می کنند که مردم و حاکمان را به خیر و به معروف سفارش کرده و از منکر نهی نمائیم، لذا یکی از برنامه ها و اهداف جبهه ای که تشکیل خواهد شد امر به معروف و نهی از منکر مسئولین نظام خواهد بود.

هدف دوّم(درخواست اصلاحات): با توجّه به اصل 56 قانون اساسی که می فرماید«حاکمیّت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است، هیچکس نمی تواند این حقّ الهی را از انسان صلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد و ملّت این حقّ خدادادی را از طرفی که در بعد می آید اعمال می کند» و با توجّه به سخن امام خمینی در روز 12 بهمن سال 1357 در بهشت زهرا که فرمودند:«اینها از باب اینکه مسلّط به سرنوشت خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان هستند، رأی آنها برای آنها قابل عمل است لکن اگر چنانچه یک ملّتی رأی دادند(ولو تمامشان) به اینکه اعقاب این سلطان هم سلطان باشد این به چه حقّی ملّت پنجاه سال پیش از این سرنوشت ملّت بعد را معیّن می کند، سرنوشت هر ملّتی بدست خودش است» و با توجّه به اینکه اکثر کسانی که در حال حاضر حقّ رأی دارند از نسل جدید می باشند و این نسل نیز هیچ نقشی در تدوین و تصویب قانون اساسی(در سال 1358) نداشته اند، پس نسل جدید می تواند مدّعی شود که نسل انقلاب اجازه ندارد با قانون اساسی سال 1358 بر ما حکومت نماید و ما خود می خواهیم سرنوشت خودمان را تعیین نمائیم و حاکمان باید شرایطی را فراهم نمایند تا قانون اساسی با نظر و رأی مردم این زمان اصلاح گردد بنابراین درخواست دوّم ما اصلاح قانون اساسی خواهد بود.

جنابعالی ایراد گرفته اید که چرا من اینقدر به رعایت قوانین تأکید دارم آنجا که می فرمائید:« نمی دانم شما از کدام قانون صحبت می کنید که در برابر توهین مخاطبین این وبلاگ به مسئولین کشور باید پاسخگوی آن قانون باشید، در ضمن شما که اعتقاد به قانون و قانونمند بودن نظام دارید پس برای چه خود را به مخاطره می اندازید و مبارزه می کنید»، در پاسخ به ایراد فوق باید بگویم که ما مجبوریم به قوانین و مقرّرات کشور احترام بگذاریم چرا که اگر خلاف قانون عمل نمائیم افکار عمومی را از دست خواهیم داد و بعلاوه حاکمیت براحتی خواهد توانست حرکت اعتراضی ما را سرکوب نماید.

بعضی از اشخاص من را نمی شناسند و بعضی نیز نسبت به من سوء ظن دارند و احتمال می دهند که عامل حکومت باشم، خطاب به این اشخاص باید بگویم که جای هیچ نگرانی نیست چون هیچ ضرورتی ندارد که من نیز در جبهه ای که احتمالاً تشکیل خواهید داد حضور داشته باشم، شما می توانید تئوری را که مطرح کرده ام را بدون حضور من نیز اجرا نمائید.   با سپاس فراوان - سید محسن قائمی

 

  نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 16:3  توسط سید محسن قائمی 

 

آقای قاسم فام پیشنهاد کرده اند که منشور نهضت حق طلبی نسل جدید مورد نقد و بررسی قرار گیرد«اما اگر در اين خصوص علاقه‌مند به پيگيري طرح‌تان هستيد پيشنهاد مي‌كنم بحث را به صورت مبنايي‌تر دنبال كنيد.اول بياييد بحث چرايي حضور نظاميان در سياست را بحث كنيد و نسبت آرايش نيروهاي نظامي يك كشور را با روند مردمسالاري در ايران مورد بحث و گفتگو قرار دهيد و نظرات مختلف را در اين مورد بشنويد مشابه چنين مكانيزمي را مي‌توانيد براي تاييد يا كنار نهادن ديگر اجزاي طرحتان به كار ببريد» من پیشنهاد ایشان را بسیار بجا می دانم، ناگفته نماند که هدف از تشکیل نهضت حق طلبی نسل جدید نیز نقد و بررسی تئوری نهضت حق طلبی نسل جدید و منشور آن بوده است.

آقای قاسم فام پیشنهاد انحلال سپاه را یک حرکت سیاسی می دانند و به همین دلیل با آن مخالفند« من البته بنابر دلايلي كه دارم و قبلا هم آوردم مخالف رويكرد سياسي به مشكلات روند مردمسالاري كشور و در اينجا فقراتي از طرحتان از جمله بحث انحلال سپاه بودم» ولی من بر خلاف نظر ایشان، درخواست انحلال سپاه را یک خواسته کاملاً منطقی میدانم چرا که:

نوزادی که به دنیا می آید در ابتدا به مراقبتهای ویژه نیاز دارد، اگر نوزاد فوق سالم باشد و رشد طبیعی داشته باشد هر چه بگذرد بیشتر به خود تکیه خواهد کرد و در نهایت خواهد توانست از دیگران مستقل گردد ولی چنانچه نوزاد بعضی از معلولیتها را داشته باشد تحت هیچ شرایطی نخواهد توانست بطور کامل مستقل گردد و باید برای همیشه از وی مراقبت شود.

پدر و مادری که فرزند معلولی دارند اجازه دارند که به هر اندازه که خواسته باشند فرزند خود را مورد توجّه و مراقبت قرار دهند ولی آنها تنها در صورتی می توانند از دیگران انتظار داشته باشند که پس از مرگشان به فرزند معلولشان توجّه ویژه نمایند که مخارج و هزینه های مورد نیاز این کار را تأمین کرده باشند.

انقلاب اسلامی در ابتدای پیروزییش به مانند یک نوزاد به مراقبت های ویژه نیاز داشت که تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در همین راستا بوده است.

از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی 28 سال می گذرد و از انقلاب انتظار می رود که بعد از گذشت این مدّت بتواند بدون تکیه بر بازوی نظامی اش(سپاه) به روی پای خود بایستد ولی اگر انقلاب نتواند بدون تکیه بر قدرت نظامی سپاه به حضور خود ادامه دهد باید علّت ناتوانی آن را بررسی کرد و از جمله علّتهای ناتوانی انقلاب را می توان در اصول انقلاب و قانون اساسی و یا در مدیریّت مدیران پس از انقلاب جستجو کرد، اگر بعضی از اصول انقلاب و اصول قانون اساسی با حقوق انسانها و سعادت افراد جامعه مغایرت داشته باشد باید اصلاح شود و چنانچه مشکلات موجود بخاطر سوء مدیریّت مدیران پس از انقلاب باشد باید قانون اساسی بگونه ای اصلاح شود که حکومت از انحصار انقلابیونی که تا کنون پستهای مهم را در اختیار داشته اند خارج گردد و تمامی ایرانیان در اداره امور کشور دخالت داده شوند.

حکومت فعلی برخواسته از قانون اساسی مصوّب سال 1358 می باشد، با توجّه به اینکه تعداد زیادی از کسانی که در سال 1358 در رفراندوم قانون اساسی شرکت کرده اند مرده اند و کسانی هم که از آنها زنده اند، اقلّیت مردم این زمان را تشکیل می دهند و با توجّه به اصل 56 قانون اساسی که«خدا انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است، هیچ کس نمی تواند این حقّ الهی را از انسان سلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد» نتیجه می گیریم که نسل جدید باید خود در رابطه با سرنوشت خود تصمیم بگیرد و نسل انقلاب اجازه ندارد با قانون اساسی سال 1358 بر مردم این زمان حکومت نماید و به همین دلیل سپاه پاسداران نیز نمی تواند بدون نظر نسل جدید به فعّالیت خود ادامه دهد(چرا که سپاه مشروعیت خود را از قانون اساسی سال 1358 گرفته است).

با توجّه به آنچه که گفته شد اگر مسئولین نظام بر تداوم حضور سپاه اصرار دارند، باید تمام هزینه های آن را شخصاً بپردازند(اجازه خرج کردن از بیت المال را برای این منظور ندارند).   

  نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 21:16  توسط سید محسن قائمی 

این منشور شامل بخشهایی از قبیل نام نهضت، اهداف نهضت، اصلاحات در خواستی، راهکارهای اجرایی، میثاق جمعی، روش اداره نهضت و در نهایت راه تغییر دادن منشور می باشد.

1- نام: نام حرکت، نهضت حق طلبی نسل جدید می باشد.

2- اهداف نهضت: حذف انحصارات و همچنین حذف تشکّلهای غیر ضروری بمنظور ایجاد زمینه مشارکت هر چه بیشتر و مؤثّرتر تمامی مردم ایران بر تمامی امور مملکتی در بیشترین سطح ممکن و همچنین فراهم نمودن شرایط رشد برای تمامی مردم در بیشترین سطح ممکن و توزیع عادلانه آن میان تمامی افراد جامعه.

3- اصلاحات درخواستی:

1-3- تمامی خبرگان غیر فقیه و غیر روحانی بتوانند به مجلس خبرگان رهبری راه یابند.

2-3- از شش نفر فقیه عضو شورای نگهبان قانون اساسی تنها یک نفرشان توسّط رهبر منصوب شود و پنج نفر دیگرشان توسّط حوزه های علمیه انتخاب گردند.

3-3- سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منحل شده و تمامی اعضای آن توسّط ارتش و یا نیروی انتظامی جذب گردند.

4-3- صلاحیت کسانی که می خواهند نامزد انتخابات(تمامی انتخاباتها) شوند مستقیماً توسّط مردم مشخص گردد.

5-3- قانون انتخابات بگونه ای اصلاح گردد که تمامی اقلیتها نیز بتوانند به میزان مقبولیت اجتماعی که دارند به مجلس قانون گذاری و خبرگان رهبری و شوراههای شهر و روستا راه یابند.

4- راهکارهای اجرایی: اعضای نهضت ابتدا سعی می کنند از را گفتگو با مسئولین نظام به خواسته های خود برسند ولی اگر از این راه نتوانستند، از هر راه ممکن(به شرطی که نقض قانون صورت نگیرد) مسئولین را وادار به قبول اصلاحات مورد نظرشان خواهند کرد.

5- میثاق جمعی: تمامی اعضای نهضت متعهّد می شوند تا زمانی که عضو نهضت هستند به قوانین کشور و ارزشهای اجتماعی و به حدود دین اسلام احترام بگذارند.

6- روش اداره نهضت: نهضت بصورت شورایی(با دو شورای عمومی و مرکزی) اداره خواهد شد، برای تشکیل شورای عمومی اعضای نهضت به دسته های مساوی تقسیم می شوند که تعداد دسته ها برابر با تعداد اعضای شورای عمومی خواهد بود و هر دسته یک نفر را از میان خود برای عضویت در شورای عمومی انتخاب خواهند نمود و همچنین برای تشکیل شورای مرکزی نیز اعضای شورای عمومی به دسته های مساوی تقسیم می شوند که تعداد دسته ها برابر با تعداد اعضای شورای مرکزی خواهد بود و هر دسته یک نفر را از میان خود برای عضویت در شورای مرکزی انتخاب خواهند نمود.

توضیح: شش بند فوق قطعی بوده و برای تغییر آن باید اعضای نهضت به 40 نفر برسند و بعلاوه سه چهارم اعضای نهضت با پیشنهاد موافق باشند.

برای کسب اطلاعات بیشتر و برای ثبت نام در نهضت به اطاق هم اندیشی(http://goftegoo1.blogfa.com) مراجعه نمائید.  

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 16:51  توسط سید محسن قائمی 

احتراماً به استحضار می رساند که ابتدا پست قبلی که با نام فراخوان عضو گیری برای نهضت حق طلبی نسل جدید  می باشد را مطالعه نمائید، و امّا چنانچه بر این باورید که هنوز زمان تشکیل نهضت حق طلبی فرا نرسیده است و باید تئوری نهضت حق طلبی نسل جدید  کامل تر گردد،  پست قبلی را که  فراخوان عضو گیری برای نهضت حق طلبی نسل جدید  بود را نادیده بگیرید و برای کامل تر کردن تئوری نهضت حق طلبی نسل جدید، نظر خود را بیان نمائید، مطمئناً نظر غالب مراجعه کنندگان ادامه حرکت را مشخص خواهد کرد.          از همراهی شما سپاسگزارم    

  نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 3:20  توسط سید محسن قائمی 

 از زمان شروع به کار اطاق هم اندیشی 18 روز می گذرد و در این مدّت اشخاص زیادی بعنوان موافق یا مخالف در وبلاگ نظر دادند و تعدادی نیز آمادگی خود را جهت عضویت در نهضت حق طلبی اعلام نموده اند، با توجّه به نظرات دریافتی و با توجّه به اینکه تعدادی آمادگی خود را جهت شرکت در نهضت اعلام کرده اند، می توان به واقعیتهایی از جامعه پی برد، چون هر چه زمان می گذرد احتمال اینکه نظرات دریافتی تکراری شود و تعدادی از مخاطبین به این دلیل انگیزه خود را برای ارتباط با وبلاگ از دست بدهند و همچنین بدلیل اینکه زمان از دست می رود، به این نتیجه رسیده ام که بهتر است نهضت وارد مرحله بعدی شود، مرحله جدید تحت نام فراخوان عضو گیری برای نهضت حق طلبی نسل جدید می باشد، در این مرحله از مراجعین درخواست می شود تا به سؤالات زیر پاسخ دهند، و امّا اگر تعدادی داوطلب عضویت در نهضت شدند در این صورت برنامه های بعدی نهضت با نظر آنها خواهد بود.

سئوالات:

1- اگر داوطلب عضویت در نهضت حق طلبی هستید، این موضوع را در قسمت نظر این وبلاگ ثبت نمائید.

2- پیشنهاد خود را پیرامون نام نهضت بنویسید، نام نهضت از دو قسمت(از دو اسم) تشکیل خواهد شد بعنوان مثال اگر نام نهضت حق طلبی را در نظر بگیریم در این صورت قسمت اوّل آن نهضت و قسمت دوم آن حق طلبی خواهد بود پس شما می توانید به جای اسم اول و همچنین به جای اسم دوم کلمات مناسبی پیشنهاد نمائید، بعنوان مثال می توانید به جای نهضت، کلمات سازمان، جنبش، جمعیت، حرکت، جبهه و ... پیشنهاد نمائید.

3- به عقیده شما نهضت باید در پی تحقّق چه اهدافی باشد.

4- برای رسیدن به اهداف فوق، انجام چه اصلاحاتی را باید از نظام درخواست نمائیم.

5- چه راههای قانونی و مدنی برای وادار کردن نظام به انجام اصلاحات مورد نظر پیشنهاد می کنید.

6- چه راههایی برای تبلیغ و عضو گیری برای نهضت پیشنهاد می نمائید.

                                                     پیروز باشید     

  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 17:5  توسط سید محسن قائمی 

  مقدمه:

 دمکراسی فعلی کشور دمکراسی اکثریِّت می باشد، در این نوع دمکراسی کسی که بیشترین رأی را کسب نماید برگزیده می شود و اقلیّتها(که رأی کمتری کسب کرده اند) از تمام یا از قسمتی از حقوق سیاسی و اجتماعی خود محروم میگردند(اقلیّتها هرگز نمی توانند به میزان مقبولیّت اجتماعی که دارند به مراکز قانون گذاری، برنامه ریزی، مدیریّتی، اجرایی و نظارتی راه یابند).

سیستم اداره امور کشور باید بگونه ای باشد که در آن اقلیّتها نیز بتوانند به میزان مقبولیّت اجتماعی که دارند به مراکز قانون گذاری، برنامه ریزی، مدیریّتی، اجرایی و نظارتی راه می یابند.

به عقیده من سیستم دمکراسی فعلی کشور که دمکراسی پارلمانی – ریاست جمهوری است دارای معایب زیر می باشد:

1 – در این سیستم اقلیّتها از تمامی یا از قسمتی از حقوق سیاسی و اجتماعی خود محروم می گردند.

2 – نتیجه انتخابات بدلیل مخفی بودن رأی گیری از ضریب اعتماد بالایی برخوردار نمی باشد.

3 – در این سیستم امکان رشد محدودی برای افراد جامعه فراهم می باشد که آن هم بصورت ناعادلانه توزیع شده است(شرایط حضور اجتماعی و امکان رشد و تکامل اقلیّتها و فقرا بسیار کم می باشد).

4 – پراکندگی جغرافیایی مانع دستیابی اقلّیتها به بعضی از حقوقشان می گردد.

5 – امکان اثرگذاری گسترده و نظارت پیوسته مردم بر امور حکومتی بسیار کم می باشد.

سیستم شورایی که بجای سیستم پارلمانی – ریاست جمهوری پیشنهاد شده است دارای ویژگی های برتر زیر می باشد :

1 – در این سیستم اقلیّتها می توانند به میزان مقبولیّت اجتماعی که دارند به مراکز قانون گذاری، برنامه ریزی، مدیریّتی، اجرایی و نظارتی راه یابند.

2 – رأی گیری در این سیستم همزمان بصورت آشکار و مخفی برگزار می شود بنابراین نتیجه رأی گیری در این نوع انتخابات از درجه اعتماد بسیار بالاتری(نسبت به رأی گیری مخفی) برخوردار می باشد.

3 – در این سیستم امکان رشد، تکامل و حضور اجتماعی بسیار بیشتری نسبت به سیستم قبلی برای عموم مردم وجود دارد و بصورت عادلانه تری نیز تقسیم شده است.

4 – در این سیستم امکان وحدت اقلیّتهایی که در شهرهای مختلف پراکنده اند وجود دارد(از طریق انتقال عضو شورای هر استان به  شورای استان دیگر).

5 – در این سیستم مردم می توانند از طریق ایجاد ارتباط با اعضای شوراهای محله، شهر، روستا، شهرستان، استان و شورای کشوری بر امور کشور اثر بیشتری گذاشته و بر کارها نظارت بیشتری نمایند.

 

سیستم شورایی:

در این سیستم مردم ابتدا با شرکت در انتخابات عمومی(آزاد) نمایندگان خود را برای عضویت در شورای شهر و شورای روستا انتخاب می کنند، در مرحله دوم اعضای شوراهای شهر و روستا تعدادی را از میان خود برای عضویت در شورای شهرستان بر می گزینند، در مرحله سوم اعضای شورای شهرستان تعداد معیّنی را از میان خود برای عضویت در شورای استان بر می گزینند، در مرحله چهارم اعضای شورای استان تعداد معیّنی را از میان خود برای عضویت در شورای کشوری بر می گزینند و در نهایت اعضای شورای کشوری نسبت به تشکیل قوای سه گانه مقنّنه، مجریه و قضائیه و همچنین شورای نگهبان قانون اساسی و دیگر تشکّلهایی که برای اداره امور کشور به آن نیاز باشد اقدام می کنند.

مرحله اول: تشکیل شوراههای شهر و روستا

در این مرحله مردم با شرکت در انتخابات عمومی(آزاد) افراد مورد نظر خود را برای عضویت در شوراهای شهر و روستا بر می گزینند. تعداد اعضای این شوراها هیچگونه محدودیّتی ندارد و تمامی نامزدها عضو شورا خواهند شد و در تصمیم گیریهای شورای شهر و یا روستا، اعضای شورا تنها به میزان رأیی که در انتخابات عمومی کسب کرده اند حقّ رأی خواهند داشت.

انتخابات عمومی برای تعیین اعضای شوراهای شهر و روستا همزمان به دو صورت آشکار و مخفی برگزار خواهد شد و تمامی مردم اجازه خواهند داشت که به یکی از دو روش فوق به نامزد(یا نامزدهای) مورد نظر خود رأی دهند و مسئولین حوزه های رأی گیری نیز باید به کسانی که بصورت آشکار به نامزد مورد علاقه خود رأی داده اند رسیدی  داده که در آن مشخصات رأی دهنده و نامزد منتخبش نوشته شده باشد. 

در انتخابات شوراهای شهر و روستا تمام ایرانیان به تعداد یکسانی از نامزد ها رأی خواهند داد(بعنوان مثال اگر در تهران هر نفر به سه نامزد رأی دهد در تمامی شهرها و روستاهای کشور نیز هر نفر به سه نامزد رأی خواهد داد).

 از جمله وظایف شوراهای شهر و روستا، گزینش افرادی از میان خود برای عضویت در شورای شهرستان می باشد، تعداد اعضای شورای شهرستان به جمعیت شهرستان بستگی نداشته بلکه به تعداد اعضای شوراهای شهر و روستای همان شهرستان و به تعداد رأیی که هر عضو شورای شهر و روستا  در انتخابات عمومی کسب کرده است بستگی خواهد داشت که از فرمول زیر محاسبه می گردد:

                      مجموع امتیاز تمامی اعضای شورای شهر و روستا  

  ----------------------------------------------------                    Y =   

  Xmax                                                

Y  : تعداد اعضای شورای شهرستان

 Xmax  : بیشترین رأی اخذ شده توسّط یک عضو در انتخابات عمومی شوراهای شهر و روستا در همان شهرستان

تا به اینجا تعداد اعضای شورای شهرستان مشخص گردید((Y و امّا از میان اعضای شورای شهر و روستا، عضو و یا اعضایی که در انتخابات عمومی بیشترین رأی را(Xmax) کسب کرده اند به صورت مستقیم به شورای شهرستان راه می یابند و دیگر اعضای شورا باید به گروههایی تقسیم شوند که مجموع امتیاز اعضای هر گروه(مجموع رأیی که اعضای گروه در انتخابات عمومی بدست آورده اند) ضریبی از Xmax(1Xmax،  2Xmax،  3Xmax یا ...) باشد، چنانچه مجموع رأی اخذ شده توسّط اعضای گروه برابر با 1Xmax  شود در این صورت اعضای گروه یک نفر را به نمایندگی از طرف خود برای عضویت در شورای شهرستان برخواهند گزید و اگر مجموع رأی اخذ شده توسط اعضای گروه برابر با 2Xmax  شود در این صورت اعضای گروه دو نفر را به نمایندگی از طرف خود برای عضویت در شورای شهرستان انتخاب خواهند کرد و الی آخر...

مرحله دوم: تشکیل شورای شهرستان

اعضای شورای هر شهرستان توسّط شوراهای شهر و روستای همان شهرستان انتخاب می گردند و در تصمیم گیری های شورای شهرستان تمامی اعضا از حقّ رأی مساوی برخوردار خواهند بود.

از جمله وظایف شورای شهرستان، گزینش افرادی از میان خود برای عضویت در شورای استان می باشد، نمایندگان هر شهرستان در شورای استان متناسب با جمعیت شهرستان تعیین شده و از رابطه زیر محاسبه می گردد:

 تعداد کلّ نمایندگان شورای استان (ضرب در) جمعیت شهرستان

 --------------------------------------------------------------- =  تعداد نمایندگان هر شهرستان در شورای استان

                              جمعیت استان

بعنوان مثال اگر جمعیت شهرستانی برابر با 21 درصد جمعیت کلّ استان باشد در این صورت 21 درصد اعضای شورای استان نیز باید از همان شهرستان انتخاب گردند.

اعضای شورای شهرستان برای انتخاب نمایندگان خود در شورای استان به گروههای مساوی که تعداد گروهها برابر با تعداد نمایندگان همان شهرستان در شورای استان خواهد بود تقسیم خواهند شد و هر یک از گروههای فوق یک نفر را از میان خود به نمایندگی برای عضویت در شورای استان برخواهند گزید.

مرحله سوم: تشکیل شورای استان

اعضای شورای هر استان توسّط شوراهای شهرستانهای همان استان انتخاب می گردند.

 در تصمیم گیریهای شورای استان تمامی اعضا از حقّ رأی مساوی برخوردار خواهند بود.

اعضای شورای استان می توانند به هر شورای استان دیگری که خواسته باشند انتقالی بگیرند و در شورای جدید بعنوان عضو میهمان خواهند بود و عضو میهمان از حقّ رأی مساوی با دیگر اعضای شورا برخوردار خواهد بود.

 از جمله وظایف شورای استان، گزینش افرادی از میان خود برای عضویت در شورای کشوری می باشد،   نمایندگان هر استان در شورای کشوری متناسب با جمعیت همان استان تعیین می شود که از رابطه زیر محاسبه می گردد:

      تعداد کلّ نمایندگان شورای کشوری (ضرب در) جمعیت استان

-------------------------------------------------------------    =  تعداد نمایندگان هر استان در شورای کشوری

                               جمعیت کشور

اعضای شورای استان برای انتخاب نمایندگان خود در شورای کشوری به گروههای مساوی(که تعداد گروهها برابر با تعداد نمایندگان استان فوق در شورای کشوری خواهد بود) تقسیم خواهند شد و گروههای تشکیل شده هر کدام یک نفر را از میان خود به نمایندگی برای عضویت در شورای کشوری بر خواهند گزید.

مرحله چهارم: تشکیل شورای کشوری

اعضای شورای کشوری توسّط شوراهای استانها انتخاب می شوند و در تصمیم گیریهای شورای کشوری تمامی اعضا از حقّ رأی مساوی برخوردار خواهند بود.

شورای کشوری بالاترین مرجع تصمیم گیری در کشور بوده و وظایف و اختیارات آن عبارت است از تدوین و اصلاح قانون اساسی ، تشکیل قوای سه گانه(مقنّنه، مجریه و قضائیه)، تشکیل شورای نگهبان قانون اساسی و تشکیل دیگر نهادهایی که برای اداره امور کشور به آن نیاز می باشد و نظارت بر عملکرد نهادهای فوق.

 اعضای شورای کشوری برای انتخاب نمایندگان خود در قوه مقنّنه به گروههای مساوی(که تعداد گروهها برابر با تعداد اعضای قوه مقنّنه خواهد بود) تقسیم خواهند شد و هر گروه یک نفر را به نمایندگی برای عضویت در قوّه مقنّنه برخواهند گزید.

مرحله پنجم: تشکیل قوّه مجریه و ...

اعضای شورای کشوری یک نفر را به اتّفاق آراء بعنوان ریاست قوه مجریه(رئیس هیئت دولت) انتخاب می کنند و شخص تعیین شده افرادی را برای قبول مسئولیّت وزارتخانه های مختلف به قوه مقنّنه(جهت گرفتن رأی اعتماد) معرفی خواهد کرد و شروع به کار هیئت دولت پس از گرفتن رأی اعتماد وزرای پیشنهادی خواهد بود.

نظارت بر عملکرد قوّه مقنّنه، قوّه قضائیه و رئیس قوّه مجریه بر عهده شورای کشوری می باشد و نظارت بر عملکرد هیئت دولت نیز بر عهده قوه مقننه خواهد بود.

 

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 17:32  توسط سید محسن قائمی 

در طول چند روز گذشته  بیشتر کسانی که در مورد تئوری نهضت حق طلبی نسل جدید اظهار نظر کرده اند در مورد تکیه بیش از حد به روحانیت هشدار داده بودند که بر این اساس تئوری نهضت بصورت زیر تعدیل شد.

من بر این باورم که نسل جدید برای اینکه بتواند اصلاحات مورد نظر خود را در قانون اساسی اعمال نماید باید نظر تعداد زیادی از نسل اوّل انقلاب را جلب نموده و حمایت آنها را بدست آورد.

در پیشنهاد قبلی گفته بودم که برای این منظور به روحانیت مراجعه نمائیم تا نظر و حمایت آنها را جلب کنیم ولی پیشنهاد جدید این است که در پی جلب نظر و حمایت تمامی دانشمندان و صاحب نظران(دانشگاهی و حوزه ای)، فرهیختگان، افتخار آفرینان در عرصه های ملّی، معتمدین مردم و تمامی کسانی که به نوعی شخصیت حقوقی کسب کرده اند باشیم.

اگر پیشنهاد جدید را قبول کردید در مورد مکان شروع نهضت نیز نظر خود را بیان نمائید، من در این رابطه فکر می کنم بهتر است نهضت از یکی از شهرهای بزرگ به غیر از تهران شروع شود، بعنوان مثال نهضت می تواند از شهر مشهد(بدلیل وجود دانشگاه بزرگ، حوزه علمیه بزرگ و همچنین بارگاه امام رضا(ع)) شروع شود و اگر لازم شد برای پیگیری خواسته های خود(برای اینکه خواسته های خود را مستقیماً به گوش مسئولین عالی کشور برسانیم) از آنجا به تهران خواهیم رفت.    

 

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 21:21  توسط سید محسن قائمی 

اصل 56 قانون اساسی:

حاکمیّت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است، هیچکس نمی تواند این حقّ الهی را از انسان صلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد و ملّت این حقّ خدادادی را از طرفی که در بعد می آید اعمال می کند.

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 4:27  توسط سید محسن قائمی 
  نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 1:32  توسط سید محسن قائمی 

- تشکیل اطاق هم اندیشی پیرامون نهضت حق طلبی نسل جدید

- توضیحاتی پیرامون نهضت حق طلبی نسل جدید(1)

- در ضرورت حضور خبرگان غیر فقیه و غیر روحانی در مجلس خبرگان رهبری

- توضیحاتی پیرامون نهضت حق طلبی نسل جدید(2)

- ده نکته پیرامون نهضت حق طلبی نسل جدید

- قابل توجّه داوطلبین عضویت در نهضت حق طلبی نسل جدید

- ارسال نامه به مراجع تقلید

- متن نامه ارسال شده به مراجع تقلید  

- آیات مرتبط با اهداف نهضت حق طلبی نسل جدید

- گزیده ای از قانون اساسی

- زندگی نامه و پیشنهاد اداره امور کشور با سیستم شورایی

 

 

  نوشته شده در  سه شنبه دهم بهمن 1385ساعت 0:25  توسط سید محسن قائمی 

بعد از اینکه موضوع تشکیل نهضت حق طلبی نسل جدید مطرح شد، افراد زیادی با من تماس گرفتند و ضمن قبول پیشنهاد فوق، آمادگی خود را جهت عضویت در آن اعلام نمودند.

برای تکمیل پیشنهاد نهضت حق طلبی نسل جدید وبلاگ اطاق هم اندیشی را ایجاد کرده ام و نظرات خود را در این رابطه در آن درج نموده ام و قرار است تا تمامی نظرات و انتقادات دریافت شده از مخاطبین در متن وبلاگ وارد گردد.

از شما درخواست می شود تا با دادن نظرات و پیشنهادهای خود ما را در این مهم یاری نمائید.  

 

  نوشته شده در  دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 2:42  توسط سید محسن قائمی 

باید از میان شما جمعی دعوت به نیکی و امر به معروف و نهی از منکر کنند و آنها همان رستگارانند(سوره آل عمران آیه 104).

اصل هشتم قانون اساسی: در جمهوری اسلامی ایران دعوت به خیر، امر به معروف و نهی از منکر وظیفه ای است همگانی و متقابل، برعهده مردم نسبت به یکدیگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت.

اصل نهم قانون اساسی: .... هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیّت ارضی کشور، آزادی های مشروع را هر چند با وضع قوانین و مقرّرات سلب نماید.

***********************

وضع فعلی جامعه و علّتهای آن:        

مردم ایران با معضلات و ناهنجاریهای فراوانی از قبیل بیکاری، اعتیاد، فقر، فساد اداری، فساد اخلاقی، فرار بی رویّه نخبگان، قاچاق دختران و زنان ایرانی به خارج، خود فروشی زنان و دختران، تجاوز به کودکان، تجاوز به عنف، خسارات و تلفات جاده ای، مصرف بی رویّه انرژی، بهره وری پائین نیروی انسانی، کیفیت پائین بسیاری از محصولات داخلی، قاچاق مواد سوختی به خارج و قاچاق محصولات خارجی به داخل، قاچاق مواد مخدّر، توزیع ناعادلانه سرمایه های ملّی، آلودگی های زیست محیطی، نا امنی برای جانها، نوامیس و اموال مردم(در حدّ زیادی)، تلفات و خسارات زیاد زلزله ها، سیل ها و دیگر حوادث طبیعی، وجود کودکان خیابانی، آمار بالای بی خانمانها، آمار بالای طلاق و ... درگیر می باشند، به عقیده من عامل اصلی معضلات، مفاسد و ناهنجاریهای فوق این است که در اداره امور کشور و حلّ مشکلات آن از تمامی نیروهای موجود استفاده بهینه نمی شود، گروهی از مردم بدلیل اینکه به جمهوری اسلامی و به ولایت فقیه اعتقاد ندارند از بسیاری از پستها و مسئولیتهای مهم محروم شده اند و بعلاوه کشور با دمکراسی اکثریّت اداره می شود و در دمکراسی اکثریّت، کسی که 51 درصد آراء را کسب کند انتخاب می شود و در مقابل کسی که حتّی 49 درصد آراء را نیز کسب کرده باشد حذف می گردد که نتیجه یک چنین دمکراسی این است که اقلیّتها از بسیاری از حقوق خود محروم خواهند شد(به میزان جمعیتشان به پستهای مهمّ حکومتی دست نمی یابند).

**************************

حاکمان نمی توانند با قانون اساسی فعلی بر جامعه حکومت نمایند:

امام خمینی در روز 12 بهمن سال 1357 در بهشت زهرا(س) در باره نداشتن  مشروعیّت حکومت پهلوی فرمودند:

(اینها از باب اینکه مسلّط به سرنوشت خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان هستند، رأی آنها برای آنها قابل عمل است لکن اگر چنانچه یک ملّتی رأی دادند(ولو تمامشان) به اینکه اعقاب این سلطان هم سلطان باشد این به چه حقّی ملّت پنجاه سال پیش از این سرنوشت ملّت بعد را معیّن می کند، سرنوشت هر ملّتی بدست خودش است)

با توجّه به این سخن امام خمینی و نظر به اینکه اکثر کسانی که در حال حاضر حقّ رأی دارند از نسل جدید می باشند(نسل جدید کسانی هستند که در سال 1358 که جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن به رأی گذاشته شد یا سنّ قانونی شرکت در انتخابات را نداشتند و یا هنوز بدنیا نیامده بودند و این نسل در رابطه با نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن هیچگونه اظهار نظری نکرده اند) و چون هر نسل باید خودش در رابطه با خودش تصمیم بگیرد پس حاکمان تنها در صورتی می توانند با قانون اساسی فعلی بر جامعه حکومت کنند که تمام نسل جدید با آن موافق باشند و در صورت مخالفت حتّی یک نفر از نسل جدید با قانون اساسی فعلی، حاکمان دیگر اجازه نخواهند داشت بر مبنای آن بر جامعه حکومت نمایند و باید قانون اساسی را با نظر مردم این زمان اصلاح کنند(برای این منظور باید مجلس خبرگان قانون اساسی را تشکیل دهند و در تشکیل این مجلس باید تمامی مردم از شرایط مساوی برای نامزد شدن و رأی دادن برخوردار باشند).

 علّت شرکت نکردن تعدادی از نسل جدید در انتخاباتهای اخیر، مخالفتشان با قانون اساسی بوده است پس با توجّه به آنچه گفته شد دیگر حاکمان اجازه ندارند با قانون اساسی فعلی بر جامعه حکومت کنند و باید قبل از هر کاری، قانون اساسی را اصلاح نمایند.

***************************

راه اصلاح قانون اساسی:

آندسته از نسل جدید که مدّعی هستند حاکمان اجازه ندارند با قانون اساسی فعلی حکومت نمایند باید تا ادّعای خود را برای افکار عمومی ثابت نمایند، آنها برای این منظور می توانند از سخن امام خمینی در بهشت زهرا(س) که فرموده بودند(اینها از باب اینکه مسلّط به سرنوشت خودشان هستند و ...) و همچنین از بعضی از آیات قرآن از جمله آیه 9 سوره تکویر که می فرماید(بأیّ ذنب قتلت - به کدامین گناه کشته شدند) استفاده نمایند. دلیل استفاده از این آیه این است که در طول سال جاری و سالهای گذشته، صدها دختر و پسر(که همگی از نسل جدید بوده اند) مورد تجاوز قرار گرفته اند(یا به زور یا به فریب) و گروهی از آنها نیز کشته شده اند و بسیاری دیگر از نسل جدید نیز در تصادفات جاده ای کشته و زخمی شده اند، مگر نه اینکه وضع فعلی جامعه نتیجه مستقیم مدیریت نسل اوّل انقلاب در طول 27 سال گذشته است و مگر نه اینکه هیچ کدام از این دخترها و پسرها هیچ گونه نقشی در تشکیل نظام جمهوری اسلامی و تدوین قانون اساسی آن نداشته اند پس چرا باید به اشتباهات نسل قبل از خود(نسل اوّل انقلاب) بسوزند و به چنین سرنوشتی گرفتار شوند و به کدامین کار نکرده باید مجازات شوند(بأیّ ذنب قتلت).

(تعدادی دیگر از آیات قرآن که می توان با استفاده از آن حقّ تعیین سرنوشت(با تغییر در قانون اساسی) را برای نسل جدید ثابت نمود در ضمیمه ای در وبلاگ آمده است) 

به کسانی از نسل جدید که به وضع فعلی اعتراض دارند و می خواهند قانون اساسی اصلاح گردد توصیه می شود به یکی از شهرهای مشهد یا قم(که بیشترین مدارس علمیه و بیشترین روحانی را دارند) بروند و با همه مراجع و روحانیت آن شهر ملاقات نموده و ادعای خود را که حاکمان اجازه ندارند با قانون اساسی فعلی بر جامعه حکومت نمایند را با آنها در میان بگذارند و اگر توانستند ادعای خود را به آنها ثابت نمایند، از آنها(از روحانیت) بخواهند تا حاکمیت را متقاعد نمایند که قانون اساسی را با نظر مردم این زمان اصلاح نمایند.

 

  نوشته شده در  دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 2:41  توسط سید محسن قائمی 

 خدا در سوره نساء آیه 59 خطاب به ایمان آورندگان می فرماید که اگر در امری اختلاف داشتید برای داوری به خدا و رسول مراجعه نمائید و تسلیم حکم آنها شوید و در آیه 105 سوره نساء و 64 سوره نحل می فرماید که پیامبر بر طبق آنچه در قرآن آمده است در بین مردم داوری می نماید.  چون در حال حاضر به پیامبر خدا دسترسی نداریم باید برای حل اختلافهای میان خود مستقیماً به قرآن مراجعه نمائیم و از آن کمک بگیریم.

اختلاف مورد نظر در مورد حقّ حکومت کردن و چگونگی آن می باشد اعتراض در این است که چرا رهبری کشور تنها باید در انحصار فقها باشد و چرا دانشمندان و خبرگان غیر فقیه و غیر حوزه ای نمی توانند به مجلس خبرگان رهبری راه یابند.

از مراجعه به قرآن داریم که:

1 – خدا به پیامبران ابزار حکومت داری که حکم(احکام دین و قوانین داوری) و علم می باشد را داده است(برگرفته از سوره انبیاء آیات 74 و 79 و سوره  یوسف آیه 55). بسیاری از احکام دین متأثر از شرایط زمانی و مکانی نزول وحی بوده است(بسیاری از احکام مخصوص شبه جزیره عربستان و مردم آن زمان بوده است) که باید در حال حاضر با شرایط زمانی و مکانی جدید تطبیق داده شود(از حالت منطقه ای ویژه عربستان به حالت جهانی تبدیل شود).

کسانی که می خواهند احکام دین را تغییر داده و بروز نمایند باید قبل از هر چیز به فرهنگ ها و آداب و رسوم جوامع مختلف آشنایی داشته باشند، برای این کار تسلط به علوم مختلف از جمله علم جامعه شناسی ضروری می باشد و امّا چون فقها تنها تخصّصشان فقه است و به دیگر علوم روز تسلّط ندارند پس هر گز نمی توانند به تنهایی و بدون کمک گرفتن از خبرگان دیگر علوم نسبت به صدور احکام جدید اقدام نمایند.

دومین ابزار حکومت داری علم است و همانطور که گفته شد فقها تنها در علم فقه تخصّص دارند(آن هم بصورت ناقص آن) بنابراین آنها ابزار لازم جهت اداره امور حکومت که حکم و علم می باشد(حداقل مورد نیاز برای این کار) را ندارند .

2- حضرت داوود با علم خدایی که داشت روش ساختن زره را به قومش تعلیم داد تا بدینوسیله آنها را در مقابل خطر دشمنان حفظ نماید(از سوره انبیاء آیه 80) از این موضوع نتیجه می گیریم که رهبران جوامع باید برای حفظ مردم در مقابل دشمنان تدابیر لازم را بیندیشند.

- انتظار بهترین و مؤثرترین تدبیرها را از کسانی می توان داشت که به تمام علوم روز تسلّط دارند و چون فقها تنها تخصّصشان فقه است(آن هم بصورت ناقص آن) پس نمی توان از آنها انتظار بهترین تدبیریها را برای اداره امور جامعه داشت.

3-  خدا در آیه 7 سوره آل عمران و آیه 162 سوره نساء می فرماید که تنها راسخون در علم می توانند به بهترین و کاملترین فهم از قرآن دست یابند بنابراین کسی که تنها تخصّصش فقه است و به دیگر علوم روز تسلّط  ندارد نمی تواند به بهترین فهم و برداشت از قرآن دست یابد و کسی که بهترین و کاملترین فهم و برداشت را از قرآن ندارد نمی تواند جامعه اسلامی را به بهترین نحو ممکن به سمت اهداف متعالی آن رهبری نماید.

- اگر راسخون در علم، دینی را بهتر و کاملتر تشخیص دهند و از آن پیروی نمایند دیگران نیز به تبعیّت از آنها به آن دین رو می آورند.

4 – رسالت پیامبران تزکیه مردم بوده است و اینکه به آنها کتاب(قرآن) و حکمت بیاموزند و آنچه را که نمی دانستند را به آنها یاد دهند(برگرفته از سوره بقره آیه 151 و سوره آل عمران آیه 164 و سوره جمعه آیه 2) بنابر این کسانی که می خواهند رسالت و راه پیامبران را ادامه دهند باید قرآن را خوب بفهمند تا بتوانند آن را به مردم آموزش دهند و باید علم و حکمت بدانند تا بتوانند آن را به مردم بیاموزند.

کسانی می توانند به بهترین فهم از قرآن دست یابند که در علوم مختلف صاحب نظر باشند(راسخون در علم) و امّا چون فقها تنها تخصّصشان فقه است(آن هم بصورت ناقص آن) و به دیگر علوم تسلّط ندارند پس از آنها نمی توان انتظار بهترین فهم از قرآن را داشت و نه انتظار علم و حکمت به روز و قابل قبولی بنابراین فقها به هیچ وجه نمی توانند به تنهایی رسالت پیامبران را که هدایت و رهبری جامعه است را انجام دهند.

5 – خدا در بیش از 30 آیه از قرآن عمل به معروف(عرف جامعه) را به مردم توصیه نموده است.*

- تعیین معروف(عرف جامعه) کاری علمی می باشد که باید صاحبنظرانی که به تمام ابعاد جامعه شناخت کامل دارند در باره آن اظهار نظر نمایند.

- کسانی که می خواهند جامعه را رهبری نمایند باید قدرت تشخیص درست معروف(عرف جامعه) را داشته باشند.

-  فقها تنها در زمینه فقه تخصّص دارند و در بسیاری از علومی که برای تشخیص معروف به آن نیاز است تسلّط ندارند.

بنابر این چون فقها قدرت تشخیص معروف را ندارند پس صلاحیت اینکه بتوانند جامعه را بتنهایی رهبری نمایند را ندارند.

* آیاتی از قرآن که مردم در آن به عمل به معروف(عرف جامعه) توصیه شده اند عبارتند از:   سوره بقره آیات 178 و 180 و 228 و 231 و 233 و 234 و 235 و 236 و 240 و 241 و سوره آل عمران آیات 104 و 110 و 114 و سوره نساء آیات 6 و 19 و 25 و 114 و سوره اعراف آیه 157 و سوره توبه آیات 67 و 71 و 112 و سوره نحل آیه90 و سوره حج آیه 41 و سوره لقمان آیات 15 و 17 و سوره احزاب آیه 6 و سوره محمّد آیه 21 و سوره ممتحنه آیه 12 و سوره طلاق آیات 2 و 6

6 – از جمله ویژگی ها و صفات لازم برای کسانی که می خواهند رسالت و مسئولیّتی را بر عهده بگیرند امانت داری می باشد.

 از قرآن داریم:

1 -6 – پیامبران خود را امین مردم معرفی می کردند(از سوره اعراف آیه 68 و سوره شعراء آیات 107 و 125 و 143 و 162 و 178 و سوره دخان آیه 18).

 2 -6 – وقتی پادشاه مصر به امانت داری حضرت یوسف اطمینان یافت او را مسئول خزانه داری مصر قرار داد(از سوره یوسف آیه 54).

3 -6  – حضرت سلیمان به کسی که امانت دار خوبی بود اجازه داد تا تخت ملکه سبا را حاضر نماید(از سوره نمل آیه 39).

4 - 6 – چون حضرت شعیب به امانت داری حضرت موسی اطمینان پیدا کرد مسئولیّت نگهداری از گوسفند های خود را به او سپرد(از قصص آیه 26).

امین بودن افراد یا باید توسط خدا تأیید شود(خدا در آیه 193 سوره شعراء و آیه 12 سوره تکویر جبرئیل را امین می نامد) و یا به تأیید مردم برسد.

نکته:   پیامبران در قرآن خود را امین مردم معرفی کرده اند و خدا در این رابطه اظهار نظر نکرده است شاید علّت آن این باشد که خدا می خواسته مردم بر اعمال پیامبران نظارت داشته باشند.

- رهبری در جامعه ما بالاترین مقام و مسئولیت را دارد و باید امانت داری او مانند هر مقام دیگری به تأیید مردم برسد.

- مردم در صورتی می توانند به امانت داری رهبر اطمینان یابند که بتوانند بر عملکرد وی نظارت داشته باشند.

- قوانین فعلی اجازه نظارت مؤثّر و حقیقی مردم یا نمایندگانشان را بر اعمال رهبری نمی دهد.

 ایرادهای مختلفی بر سیستم فعلی وارد است از جمله:

1 – فقهای شورای نگهبان توسط رهبر تعیین می گردند و نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبری و تأیید صلاحیت نامزدهای عضویت در این مجلس برعهده شورای نگهبان قانون اساسی می باشد و مجلس خبرگان رهبری نیز رهبر را تعیین کرده و بر عملکرد وی نظارت می نماید که این در واقع دور می باشد جالب این است که ایجاد تغییرات در قوانین مربوط به مجلس خبرگان رهبری نیز در اختیار همان مجلس قرار داده شده است. در یک چنین سیستمی مردم در عمل نظارت مؤثّری بر عملکرد رهبر ندارند بنابر این نمی توانند به امین بودن وی اطمینان یابند.

2 – روحانیت خطاکار در دادگاهی بنام دادگاه ویژه روحانیت محاکمه می شوند در حال حاضر اکثر نمایندگان و منصوبین رهبر روحانی هستند بنابر این اگر یکی از آنها جرمی مرتکب شد در دادگاه ویژه روحانیت محاکمه می گردد و مردم اجازه محاکمه او را ندارند بنابر آنچه گفته شد چون مردم نمی توانند بر عملکرد رهبر و نمایندگان وی نظارت کنند پس نمی توانند به امین بودنشان اطمینان حاصل نمایند.

توصیه: برای اینکه مردم بتوانند به امانت داری رهبر و نمایندگان وی اطمینان پیدا کنند بهتر است:

الف – فقهای شورای نگهبان مستقل از رهبر و مستقل از نمایندگان رهبر انتخاب شوند(می توانند توسط حوزه های علمیه انتخاب گردند).

ب – تمامی نمایندگان و منصوبین به رهبر(که روحانی هستند) در صورتی که مرتکب خطایی شدند در دادگاه ویژه ای محاکمه گردند که رئیس دادگاه مستقیماً توسط مردم یا نمایندگان مردم انتخاب شده باشد.

7 – کسی که می خواهد مسئولیّتی را قبول نماید باید قدرت و توانائی انجام آن را داشته باشد در این رابطه در قرآن آمده است که دختر حضرت شعیب به پدرش فرمود که چون موسی قوی و امین است او را برای نگهداری گوسفندان و انجام دیگر کارهایت استخدام کن(از سوره قصص آیه 26).

 از جمله توانائی های لازم برای کسی که می خواهد جامعه ای را هدایت نماید این است که مدیریت بداند و از بهترین و مؤثّرترین ایده ها و راهکارها برای هدایت جامعه آگاه باشد، مطالب فوق(علم مدیریت و رهبری جامعه) را در درس فقه به طلاب نمی آموزند و این علوم را باید در خارج از کلاسهای فقه جستجو کرد بنابر این کسی که تنها درس فقه خوانده است توانائی رهبری جامعه را ندارد.  

نتیجه نهائی:

با توجّه به آنچه گفته شد فقها به تنهایی صلاحیت لازم برای رهبری جامعه و یا انتخاب رهبر و یا نظارت برعملکرد وی را ندارند بنابراین لازم است تا دانشمندان و خبرگان دیگر علوم در امر رهبری جامعه و در انتخاب رهبر و در نظارت برعملکرد وی با فقها شراکت نمایند.

  نوشته شده در  دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 2:40  توسط سید محسن قائمی 

 

1 - عوامل اصلی مؤثّر در اوضاع نابسامان فعلی جامعه عبارتند از:

1-1 - از قسمت زیادی از پتانسیل های انسانی موجود در جامعه در مراحل مختلف قانون گذاری، برنامه ریزی، مدیریتی، اجرایی و نظارتی استفاده بهینه نمی شود:

الف: بیشتر پستهای مهمّ حکومتی در انحصار معتقدین و ملتزمین به ولایت فقیه می باشد و دیگران از آن محروم می باشند.

ب - مجلس خبرگان رهبری در انحصار فقها است و امکان راهیابی خبرگان غیر فقیه و غیر روحانی به این مجلس وجود ندارد.

ج - در انتخاباتها تنها کسانی که بیشترین رأی را بیاورند برگزیده می شوند و نامزد های دیگر حذف می گردند(حتّی اگر 49 درصد آراء را نیز کسب کرده باشند) و نتیجه آن این میشود که اقلّیتها به میزان مقبولیّت اجتماعی که دارند به پستهای مهمّ حکومتی راه نمی یابند.

2-1 - شرایط رشد در حدّ قابل قبولی برای افراد جامعه فراهم نیست و شرایط رشد موجود نیز بصورت عادلانه ای بین تمامی افراد جامعه تقسیم نشده است.

3-1 - وجود سازمان ها و نهادهای غیر ضروری هزینه بر(بعنوان مثال سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در ابتدای انقلاب بنابر ضرورت آن زمان تشکیل شد ولی در حال حاضر برغم اینکه دیگر نیازی به وجود آن نمی باشد(البته به عقیده من) ولی هنوز منحل نشده است).

**************************************

2 - اهداف تشکیل نهضت حق طلبی نسل جدید:

1-2 - فراهم نمودن امکان حضور و دخالت برابر برای تمامی مردم ایران در تمام امور حکومتی

2-2 - ایجاد شرایط رشد بیشتر برای مردم و تقسیم عادلانه آن بین همه

3-2 - بسامان کردن اوضاع زندگی همه مردم

**************************************

3 - اصلاحات درخواستی از مسئولین:

1-3 - امکان حضور تمامی خبرگان غیر فقیه و غیر روحانی در مجلس خبرگان رهبری فراهم گردد.

2-3 - از شش نفر فقیه شورای نگهبان قانون اساسی، تنها یک نفر توسّط رهبر انتخاب شود و پنج نفر دیگرشان توسّط حوزه های علمیه انتخاب گردند.

3-3 - تمامی سازمانها و نهادهای غیر ضروری منحل گردند(که یکی از موارد آن، انحلال سپاه پاسداران و جذب اعضای آن در ارتش و نیروی انتظامی می باشد).

**************************************

4 - راهکارها و برنامه های عملی برای تحقّق اصلاحات مندرج در بند(3)

گفته شد که حاکمان تا کنون تسلیم خواسته های نسل جدید مبنی بر اصلاح قانون اساسی نشده اند و احتمالاً در آینده نزدیک نیز تسلیم این خواسته نخواهند شد و گفته شد که نسل جدید که خواهان اصلاح قانون اساسی می باشند چاره ای ندارند جز اینکه مسئولین نظام را تحت فشار قرار دهند(تا تسلیم خواسته هایشان گردند) و گفته شد که بهترین راه برای تحت فشار قرار دادن مسئولین برای وادار کردن آنها به اصلاح قانون اساسی، کمک گرفتن از مراجع تقلید و روحانیت می باشد، برای این منظور نسل جدید باید حقّانیت خود را برای مراجع تقلید و روحانیت ثابت نمایند و بعد، از آنها بخواهند که نسل جدید را در گرفتن حقّ تعیین سرنوشت(با اصلاح قانون اساسی) یاری نمایند(سفارش نسل جدید را به حاکمان برسانند).

  نوشته شده در  دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 2:38  توسط سید محسن قائمی 

ا- مذهب در سطوح مختلف جامعه ایران نفوذ بسیار زیادی دارد، در یک چنین جامعه ای اصلاحات غیر دینی هرگز مورد حمایت مردم قرار نمی گیرد و به جایی نمی رسید.

2 - اصلاحات باید با کمترین هزینه به نتیجه برسد، برای پائین آوردن هزینه اصلاحات باید از تمامی نیروها استفاده نمائیم، از جمله نیروهای صاحب نفوذ در جامعه ایران، روحانیت می باشند، بنابراین باید با روحانیت ارتباط پیوسته ای برقرار نمائیم و از نفوذ آنها استفاده کنیم.

3- یکی از بهترین راههای اثبات این ادّعا که مسئولین اجازه ندارند از این به بعد با قانون اساسی فعلی بر جامعه حکومت نمایند و باید نسبت به اصلاح آن اقدام کنند، کمک گرفتن از قرآن و مراجع و روحانیت می باشد به همین خاطر توصیه کرده ام تا برای اثبات ادعّای خود(حقّ تعیین سرنوشت) از روحانیت و مراجع کمک بگیریم و به آیات قرآن استناد نمائیم.

4- باید همزمان با اصلاحات سیاسی در اصلاحات فرهنگی نیز بکوشیم.

5- من مدّعی نیستم که اهداف و برنامه هایی که برای اصلاحات ارائه کرده ام بهترین می باشد به همین خاطر پیشنهاد می کنم تا با همه صاحب نظران از جمله کسانی که در عرصه اصلاحات حضور داشته اند مشورت نمائیم و با همفکری آن بزرگواران، بهترین راه برای آینده اصلاحات را برگزینیم.

6- هر حرکتی هزینه های خاصّ خودش را دارد بنابراین شاید لازم باشد برای اصلاح امور جامعه از خانواده، آسایش و رفاه، شغل، درآمد و حتّی از زندگی خود نیز در گذریم.

7- هیچ تحوّل و تمدّن بزرگی بدون حرکت و هجرت انجام نشده است به همین خاطر توصیه کرده ام همه معترضین به وضع موجود در مشهد جمع شوند(با روحانیت و مراجع مشهد ملاقات نمایند و ...) و از آنجا بسمت قم حرکت کنند و ...

8- هیچ گروهی به تنهایی نمی تواند وضع جامعه را اصلاح نماید بلکه برای موفّقیت در اصلاحات باید همه گروهها با هم متّحد شوند و لازمه اتّحاد نیز این است که روی خواسته ها و اهداف مشترک(قانونی و مشروع) عمل نمائیم.

9- اصلاحات در بعضی از فرصتها و زمانهای خاص با هزینه کمتری به نتیجه می رسد بعنوان مثال در حال حاضر که انتخابات مجلس خبرگان رهبری به تازگی پایان یافته و همچنین بحرانهایی به خاطر سوء مدیریت دولت آقای احمدی نژاد در جامعه بروز کرده است بهترین فرصت برای درخواست اصلاحات می باشد.

10- در هر مقطع زمانی فرصتهایی برای مردم فراهم می شود تا بتوانند با استفاده از آن امور جامعه خود را اصلاح نمایند و بعضی از مردم از فرصتهای پیش آمده استفاده بیشتری می کنند، آنچه باید به آن توجّه داشت این است که بعضی از فرصتها زود از دست می روند و چه بسا به زودی نیز تکرار نشوند. 

 

  نوشته شده در  دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 2:37  توسط سید محسن قائمی 

نامه ای را برای تعداد 15 نفر از مراجع تقلید فرستام که متن آن در ادامه می آید ولی این کار به تنهایی تأثیر چندانی نخواهد داشت بلکه در صورتی از این کار نتیجه مطلوبی خواهیم گرفت که نامه هایی از طرف معترضین نسل جدید با مضمون فوق برای تمامی مراجع تقلید و روحانیت فرستاده شود و حرکتهای فوق از طرف نسل جدید مورد حمایت قرار بگیرد و بعد تمامی معترضین بصورت حضوری با مراجع و روحانیت ملاقات نمایند و  پیگیر درخواست خود گردند.

 

  نوشته شده در  دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 2:36  توسط سید محسن قائمی 

قابل توجّه داوطلبین عضویت در نهضت حق طلبی نسل جدید

 

داوطلبینی که اهداف، خواسته ها و برنامه های پیشنهادی برای نهضت را قبول دارند توصیه می شود که:

1 - نامه ای مانند آنچه به مراجع تقلید ارسال شده است(در آن از مراجع تقاضا شده است که به نسل جدید در راه گرفتن حقّشان(حقّ تعیین سرنوشت از طریق اصلاح قانون اساسی)کمک نمایند) را از طرف خود برای مراجع تقلید و روحانیت بفرستند.

2 - سعی کنند تا تعدادی از نسل جدید را جذب نهضت نمایند بعد از طریق اینترنت و تلفن با هم تبادل نظر خواهیم کرد و در نهایت در مشهد و در حرم امام رضا(ع) قرار ملاقات می گذاریم و در آنجا موضوع را بصورت حضوری بررسی می کنیم و در صورتی که شرایط فراهم بود موجودیّت نهضت را اعلام کرده و فعالیت را از مشهد شروع  خواهیم کرد.  

در مشهد بصورت گروهی و سازمان یافته به ملاقات مراجع تقلید و روحانیت خواهیم رفت و خواسته های خود را از نزدیک با آنها در میان گذاشته و از آنها خواهیم خواست که اگر خواسته های ما را به حق می دانند از حاکمان بخواهند که حقّ تعیین سرنوشت را به ما بدهند(اجازه اصلاح قانون اساسی را به ما بدهند)،( در صورت نیاز از مشهد به اتّفاق به شهر قم نیز خواهیم رفت تا با مراجع تقلید و روحانیّت قم نیز ملاقات نمائیم و خواسته های خود را با آنها نیز در میان بگذاریم).

چنانچه نتوانستید افراد دیگر را جذب نهضت حق طلبی نمائید به تنهایی به مشهد بیائید تا به اتفاق در راه جذب اشخاص جدید و پیگیری اهداف نهضت تلاش نمائیم چرا که وظیفه دینی ما حکم می کند که در هر شرایطی در راه اصلاح امور جامعه تلاش کنیم، دلیل من بر اینکه گفتم وظیفه دینی ما این است که در هر شرایطی در راه اصلاح امور جامعه تلاش کنیم آیه 46 سوره سبأ می باشد که می فرماید:(بگو شما را تنها به یک چیز اندرز می دهم و آن اینکه دو نفر دو نفر یا یک نفر یک نفر برای خدا قیام کنید سپس بیندیشید که دوست و همنشین شما(= محمد) هیچ گونه جنونی ندارد، او فقط بیم دهنده شما در برابر عذاب شدید(الهی) است).   

 

  نوشته شده در  دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 2:36  توسط سید محسن قائمی 

بنام خدا

حضور محترم مرجع عالیقدر  -  سئوال

سلام علیکم

در سوره نساء آیات 59 و 61 می خوانیم:

ای کسانیکه ایمان آورده اید، اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولوالامر را و هرگاه در چیزی نزاع داشتید آن را به خدا و پیامبر باز گردانید(و از آنها داوری طلبید)، اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید. این(کار) برای شما بهتر و عاقبت و پایانش نیکوتر است(آیه 59).

و هنگامی که به آنها گفته شود بسوی آنچه خدا نازل کرده و بسوی پیامبر بیائید، منافقان را می بینی که از( قبول دعوت) تو اعراض می کنند(آیه 61).

-----------------------------------

احتراماً به استحضار می رساند که اختلافی بین من و حاکمیّت بر سر حقّ تعیین سرنوشت بوجود آمده است، بدینوسیله از جنابعالی که نسبت به اسلام و قرآن شناخت دارید درخواست دارم تا میان من و حاکمیت داوری نمائید و مشخص کنید که کدام یک جانب حق می باشد.

همانطور که استحضار دارید مردم ایران با شرکت در رفراندوم و انتخابات در سال 1358، نظام جمهوری اسلامی را برگزیدند و به قانون اساسی آن رأی دادند و امّا اکثر کسانی که در حال حاضر سنّ قانونی شرکت در انتخابات را دارند در سال 1358 که نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن انتخاب گردید یا سنّ قانونی شرکت در انتخابات را نداشتند و یا هنوز به دنیا نیامده بودند بنابراین هیچگونه دخالتی در تعیین نوع حکومت و قانون اساسی آن نداشتند و امّا من بر این باورم که مردمی که در سال 1358 به نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن رأی داده اند حق ندارند برای نسل بعد از خودشان تصمیم بگیرند(حکومت و قانون اساسی خود را بر آنها تحمیل نمایند) بنابراین اگر در حال حاضر از نسل جدید(حتّی یک نفرشان نیز) با نظام جمهوری اسلامی یا قانون اساسی آن مخالف باشد، مشروعیّت نظام از بین می رود و مسئولین باید برای بدست آوردن مشروعیّت جدید برای نظام، قانون اساسی را بگونه ای اصلاح نمایند که نظر و خواسته معترضین از نسل جدید تأمین گردد.

من بعنوان یک عضو از نسل جدید که در سال 1358 سنّ قانونی شرکت در انتخابات را نداشته ام عامل اصلی تمام بدبختی های خود و دیگر مردم ایران را در نواقص و کاستی های قانون اساسی می دانم و خواهان اصلاح آن می باشم.

آیا جنابعالی ادّعای من را تأیید کرده و یک چنین حقّی برایم قائل هستید؟

اگر حق را به من می دهید از شما تقاضا دارم تا برای گرفتن حقّ من از موقعیّت و نفوذ خود استفاده نمائید(سفارش مورد نیاز را به مسئولین بکنید)؟

                           با تشکر - عضوی از نسل جدید

 

  نوشته شده در  دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 2:35  توسط سید محسن قائمی 

سوره بقره آیه 188:

و اموال یکدیگر را به باطل(و ناحق) در میان خود نخورید و برای خوردن بخشی از اموال مردم به گناه(قسمتی از) آن را(بعنوان رشوه) به قضّات ندهید در حالی که می دانید(این کار گناه است).

سوره بقره آیه 256:

در قبول دین اکراهی نیست(زیرا) راه درست از راه انحرافی روشن شده است بنابر این کسی که به طاغوت کافر شود و به خدا ایمان آورد به دستگیره محکمی چنگ زده است که گسستی برای آن نیست و خدا شنوا و دانا است.

سوره آل عمران آیه 104

باید از میان شما جمعی دعوت به نیکی و امر به معروف و نهی از منکر کنند و آنها همان رستگارانند.

سوره آل عمران آیه 110

شما بهترین امتی بودید که به سود انسانها آفریده شدید(چه اینکه) امر به معروف و نهی از منکر می کنید و به خدا ایمان دارید و ...

سوره آل عمران آیه 114

به خدا و روز واپسین ایمان می آورند و امر به معروف و نهی از منکر می کنند و کارهای خیر را بسرعت انجام می دهند و آنها از صالحانند.

سوره نساء آیه 6

و یتیمان را چون به حدّ بلوغ رسیدند بیازمایید، اگر در آنها رشد(کافی) یافتید اموالشان را به آنها بدهید و ... 

سوره نساء آیه 10

کسانی که اموال یتیم را به ظلم و ستم می خورند(در حقیقت) آنها آتش می خورند و بزودی در شعله های آتش(دوزخ) می سوزند.

سوره نساء آیه 29

 

سوره نساء آیه 58

خدا به ما فرمان می دهد که امانتها را به صاحبش بدهید و هنگامی که میان مردم داوری می کنید بعدالت داوری کنید و ...

سوره نساء آیه 59

ای کسانی که ایمان آورده اید اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولوالمر(= اوصیای پیامبر) را و هر گاه در پیزی نزاع داشتید آن را به خدا و پیامبر باز گردانید(و از آنها داوری طلبید) و ...

سوره نساء آیه 61

و هنگامی که به آنها گفته شود بسوی آنچه خدا نازل کرده و بسوی پیامبر بیائید منافقان را می بینی که از قبول دعوت تو اعراض می کنند.

سوره نساء آیه 75

چرا در راه خدا و(در راه) مردان و زنان و کودکانی که(به دست ستمگران) تضعیف شده اند پیکار نمی کنید؟ همان افراد(ستمدیده ای) که می گویند: پروردگارا! ما را از این شهر(مکه) که اهلش ستمگرند بیرون ببر و از طرف خود برای ما سرپرستی قرار ده و از جانب خود یار و یاوری برای ما تعیین فرما.  

سوره نساء آیه 114

در بسیاری از سخنان در گوشی(و جلسات محرمانه) آنها خیر و سودی نیست مگر کسی که(به این وسیله) امر به کمک به دیگران یا کار نیک یا اصلاح در میان مردم کند و هر کس برای خشنودی پروردگار چنین کند پاداش بزرگی به او خواهیم داد. 

سوره نساء آیه 135

ای کسانی که ایمان آورده اید کاملاً قیام به عدالت کنید. برای خدا شهادت دهید اگر چه(این گواهی) به زیان خود شما یا پدر یا مادر و نزدیکان شما باشد و ...

سوره مائده آیه 8

ای کسانی که ایمان آورده اید همواره برای خدا قیام کنید و از روی عدالت گواهی دهید و ...

سوره مائده آیه 48

و این کتاب(قرآن) را به حق بر تو نازل کردیم و ...پس بر طبق احکامی که خدا نازل کرده در میان آنها حکم کن و از هوا و هوس های آنها پیروی مکن و از احکام الهی روی مگردان و ...

سوره مائده آیه 62

بسیاری از آنها را می بینی که در گناه و تعدی و خوردن مال حرام شتاب می کنند، چه زشت است کاری که انجام می دهند.

سوره مائده آیه 63

چرا دانشمندان نصاری و علمای یهود آنان را از سخنان گناه آمیز و خوردن مال حرام نهی نمی کنند چه زشت است عملی که انجام می دهند.

سوره مائده آیه 67

ای پیامبر، آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است کاملاً(به مردم) برسان و اگر نکنی رسالت او را انجام نداده ای، خدا تو را(از خطرات احتمالی) مردم نگاه دارد و ...  

سوره مائده آیه 68

بگو ای اهل کتاب شما هیچ آئین صحیحی ندارید مگر اینکه تورات و انجیل را و آنچه را از طرف پروردگار شما بر شما نازل شده را بر پا دارید.

سوره مائده آیه 77

بگو ای اهل کتاب در دین خود غلوّ(و زیاده روی) نکنید و غیر از حق نگوئید و از هوس های جمعیتی که پیشتر گمراه شدند و از راه راست منحرف گشتند پیروی نکنید.

سوره مائده آیه 78

کافران بنی اسرائیل بر زبان داوود و عیسی ابن مریم لعن(و نفرین) شدند این بخاطر آن بود که گناه کردند و تجاوز می نمودند.

سوره مائده آیه 79

آنها از اعمال زشتی که انجام می دادند یکدیگر را نهی نمی کردند چه بد کاری انجام می دادند.

سوره انعام آیه 48

ما پیامبران را جز(بعنوان) بشارت دهنده و بیم دهنده نمی فرستیم، آنها که ایمان آوردند و(خویشتن و جامعه را) اصلاح کنند نه ترسی بر آنها است و نه غمگین می شوند.

سوره انعام آیه 82

آنها که ایمان آوردند و ایمان خود را به ظلم و ستم نیالودند ایمنی از آن آنها است و آنها هدایت یافتگانند.

سوره انعام آیه 115

و کلام پروردگار تو با صدق و عدل به حدّ تمام رسید، هیچ کس نمی تواند کلمات او را دگرگون سازد و او شنوا و دانا است.

سوره انعام آیه 152

و به مال یتیم جز به بهترین صورت(و بمنظور اصلاح) نزدیک نشوید تا به حدّ رشد خود رسد و حقّ پیمانه و وزن را بعدالت ادا کنید، هیچ کس را جز به مقدار توانائیش تکلیف نمی کنیم و هنگامی که سخنی می گوئید عدالت را رعایت کنید حتّی اگر در مورد نزدیکان(شما) بوده باشد و به پیمان خدا وفا کنید این چیزی است که خدا شما را به آن توصیه می کند تا متذکّر شوید.    

سوره اعراف آیه 29

بگو پروردگارم امر به عدالت کرده است و ...

سوره اعراف آیه 35

ای فرزندان آدم اگر رسولانی از خود شما به سویتان بیایند که آیات من را برایتان بازگو کنند(از آنها پیروی کنید) کسانیکه پرهیزگاری پیشه کنند و عمل صالح انجام دهند(در اصلاح خویش و دیگران بکوشند) نه ترسی بر آنها است و نه غمگین می شوند.  

سوره اعراف آیه 85

و بسوی مدین برادرشان شعیب را(فرستادیم) گفت ای قوم من خدا را بپرستید که جز او معبودی نیست، دلیل روشنی از سوی پروردگارتان برای شما آمده است بنابراین حقّ پیمانه و وزن را ادا کنید و از اموال مردم چیزی نکاهید و در روی زمین بعد از اینکه اصلاح شده است فساد نکنید، این برای شما بهتر است اگر با ایمان هستید.   

سوره اعراف آیه 159

و از قوم موسی گروهی هستند که بسوی حق هدایت می کنند و به حق و عدالت حکم می کنند.

سوره اعراف آیه 181

و از آنها که آفریدیم گروهی به حق هدایت می کنند و بحق اجرای عدالت می نمایند.

سوره اعراف آیه 199

با آنها مدارا کن و عذرشان را بپذیر و به معروف دعوت نما و از جاهلان روی بگردان.

سوره انفال آیه 27

ای کسانی که ایمان آورده اید به خدا و پیامبرش خیانت نکنید و(نیز) در امانتهای خود خیانت روا مدارید در حالی که می دانید(این کار گناه بزرگی است).

سوره انفال آیه 39

و با آنها پیکار کنید تا فتنه برچیده شود و دین همه مخصوص خدا باشد و ...

سوره انفال آیه 53

این بخاطر آن است که خدا هیچ نعمتی را که به گروهی داده تغییر نمی دهد جز آنکه آنها خودشان را تغییر دهند و خدا شنوا و دانا است.

سوره انفال آیه 72

کسانی که ایمان آوردند و هجرت نمودند و با اموال و جانهایشان در راه خدا جهاد نمودند و آنها که پناه دادند و یاری نمودند، آنها یاران یکدیگرند و آنها که ایمان آوردند و مهاجرت نکردند هیچ گونه ولایتی(= دوستی و تعهدی) در برابر آنها ندارید تا هجرت کنند و(تنها) اگر در(حفظ) دین(خود) از شما یاری طلبند بر شماست که آنها را یاری کنید جز بر ضدّ گروهی که میان شما و آنها پیمان(ترک مخاصمه) است و خدا بر آنچه عمل می کنید بیناست.    

سوره انفال آیه 73

کسانی که کافر شدند اولیاء(و یاوران و مدافعان) یکدیگرند اگر(این دستورات) را انجام ندهید فتنه و فساد عظیمی در زمین روی می دهد.

سوره توبه آیه 14

با آنها پیکار کنید که خدا آنها را بدست شما مجازات کند و آنها را رسوا سازد و سینه گروهی از مؤمنین را شفاء می بخشد(و بر قلب آنها تسکین می دهد).

سوره توبه آیه 15

و خشم دلهای آنها را از میان می برد و خدا توبه هر کس را بخواهد(و شایسته بداند) می پذیرد و خدا دانا و حکیم است.

سوره توبه آیه 34

ای کسانی که ایمان آورده اید! بسیاری از دانشمندان اهل کتاب و راهبان اموال مردم را به باطل می خورند و آنها را از راه خدا باز می دارند و کسانی که طلا و نقره را گنجینه(و ذخیره و پنهان) می سازند و در راه خدا انفاق نمی کنند به مجازاتی دردناک بشارت ده.

سوره توبه آیه 71

مردان و زنان با ایمان ولی(و یار و یاور) یکدیگرند، امر به معروف و نهی از منکر می کنند دین() را برپا می دارند و زکات می پردازند و خدا و رسولش را اطاعت می کنند، بزودی خدا آنها را مورد رحمت خویش قرار می دهد، خدا توانا و حکیم است.

سوره هود آیه 116

چرا در قرون(و اقوام) قبل از شما دانشمندان صاحب قدرتی نبودند که از فساد در روی زمین جلوگیری کنند؟ مگر اندکی از آنها که نجاتشان دادیم و آنها که ستم کردند از تنعّم و کامجویی پیروی کردند و گناهکار بودند(و نابود شدند).

سوره یوسف آیه 83

(یعقوب) گفت: (هوای) نفس شما مسئله را چنین در نظرتان آراسته است و ...

سوره نحل آیه 64

ما قرآن را بر تو نازل نکردیم مگر برای اینکه آنچه را در آن اختلاف دارید برای آنها روشن کنی و(این قرآن) مایه هدایت و رحمت است برای قومی که ایمان می آورند.

سوره نحل آیه 76

خدا مثال(دیگری)زده است: دو نفر را که یکی از آن دو گنگ مادر زاد است و قادر بر هیچ کاری نیست و سر بار صاحبش می باشد او را در پی هر کاری بفرستند خوب انجام نمی دهد آیا چنین انسانی با کسی که امر به عدل و داد می کند و بر راهی راست قرار دارد برابر است.

سوره نحل آیه 90

خدا به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان فرمان می دهد و از فحشاء و منکر و ستم نهی می کند، خدا به شما اندرز می دهد شاید متذکّر شوید.

سوره اسراء آیه 34

و به مال یتیم جز به بهترین راه نزدیک نشوید تا به سرحدّ بلوغ رسد(بعد از اینکه به رشد فکری رسید مال او را به او برگردانید) و به عهد(خود) وفا نمائید که از عهد سئوال می شوید.

سوره طه آیه 42

(اکنون) تو و برادرت با آیات من بروید و در یاد من کوتاهی نکنید. 

سوره طه آیه 43

بسوی فرعون بروید که طغیان کرده است.

سوره انبیاء آیه 107

و ما تو را جز برای رحمت جهانیان نفرستادیم.

سوره حج آیه 39

به کسانی که جنگ بر آنها تحمیل گردید اجازه جهاد داده شده است چرا که مورد ستم قرار گرفته اند و خدا به یاری آنها توانا است.

سوره حج آیه 40

همانها که از خانه و شهر خود به ناحق رانده شدند جز اینکه می گفتند پروردگار ما خدای یکتاست و اگر خدا بعضی از مردم را بوسیله بعضی دفع نکند دیر ها و صومعه ها و معابر یهود و نصاری و مساجدی که نام خدا در آن بسیار برده می شود ویران می گردد و خدا کسانی را که یاری او کنند(و از آئین و بندگانش دفاع نمایند) یاری می کند، خدا قوی و شکست ناپذیر است.

سوره حج آیه 41

همان کسانی که هرگاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم دین را بپامی دارند(اقامو الصلوه) و زکات می دهند و امر به معروف و نهی از منکر می کنند و پایان همه کارها از آن خداست.

سوره حج آیه 42

 

سوره مؤمنون آیات 1 و 8

خدا در آیه 1 می فرماید: مؤمنان رستگار شدند و در آیه 8 می فرماید که: آنها که امانتها و عهد خود را رعایت می کنند.

سوره نور آیه 51

سخن مؤمنان هنگامی که بسوی خدا و رسولش دعوت شدند تا میان آنها داوری کند تنها این است که می گویند(شنیدیم و اطاعت کردیم) و اینها همان رستگاران واقعی هستند.

سوره قصص آیه 83

(آری) این سرای آخرت را تنها برای کسانی قرار می دهیم که اراده برتری جویی در زمین و فساد را ندارند و عاقبت نیک برای پرهیزگاران است.

سوره عنکبوت آیه 56

ای بندگان من که ایمان آورده اید: زمین من وسیع است پس تنها من را بپرستید(و اگر لازم شد هجرت نمائید).

سوره روم آیه 41

فساد در زمین و دریا بخاطر کارهایی که مردم انجام داده اند آشکار شده است، خدا می خواهد نتیجه بعضی از اعمالشان را به آنها بچشاند شاید(بسوی حق) باز گردند.

سوره لقمان آیه 17

پس دین را بپادار(اقم الصلوه) و امر به معروف و نهی از منکر کن و در برابر مصیبتهایی که به تو می رسد شکیبا باش که این از کارهای مهم است. 

سوره احزاب آیه 70

ای کسانی که ایمان آورده اید تقوای الهی پیشه کنید و سخن حق بگوئید .

سوره احزاب آیه 71

تا خدا کارهای شما را اصلاح کند و گناهانتان را بیامرزد و هر کس اطاعت خدا و رسولش کند به رستگاری عظیمی دست یافته است.

سوره سباء آیه 46

بگو شما را تنها به یک چیز اندرز می دهم و آن اینکه دو نفر دو نفر یا یک نفر یک نفر برای خدا قیام کنید سپس بیندیشید که دوست و همنشین شما(= محمد) هیچ گونه جنونی ندارد، او فقط بیم دهنده شما در برابر عذاب شدید(الهی) است.   

سوره فاطر آیه 28

و از انسانها و جنبندگان و چهار پایان انواعی با رنگهای مختلف، (آری) حقیقت چنین است، از میان بندگان خدا تنها دانشمندان از او میترسند، خدا توانا و آمرزنده است.  

سوره فاطر آیه 29

کسانی که کتاب الهی را تلاوت می کنند و نماز را بر پا می دارند و از آنچه به آنها روزی داده ایم پنهان و آشکار انفاق می کنند تجارتی(پر سود) و بی زیان و خالی از کساد را امید وارند.

سوره زمر آیه 17

و کسانی که از عبادت طاغوت پرهیز کردند و به سوی خدا باز گشتند بشارت از آن آنها است، پس بندگان من را بشارت ده.

سوره زمر آیه 18

همان کسانی که سخنان را می شنوند و از نیکو ترین آن پیروی می کنند، آنها کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده و آنها خردمندانند.

سوره زمر آیه 33

امّا کسی که سخن راست بیاورد و کسی که آن را تصدیق کند آنها پرهیزگارانند.

سوره زمر آیه 55

از بهترین دستوراتی که از سوی پروردگارتان بر شما نازل شده پیروی نمائید پیش از آنکه عذاب(الهی) ناگهان به سراغ شما آید در حالی که از آن خبر ندارید.

سوره شوری آیه 15

 

سوره شوری آیه 17

 

سوره شوری آیه 39

 

سوره شوری آیه 41

 

سوره شوری آیه 42

 

سوره زخرف آیه 24

 

سوره زخرف آیه 43

 

سوره زخرف آیه 54

 

سوره زخرف آیه 63

 

سوره جاثیه آیه 18

 

سوره جاثیه آیه 19

 

سوره جاثیه آیه 20

 

سوره محمد آیه 2

 

سوره محمد آیه 14

 

سوره محمد آیه 21

 

سوره محمد آیه 25

 

سوره فتح آیه 9 

 

سوره فتح آیه 29

 

 سوره حجرات آیه 9

 

سوره حجرات آیه 10

 

سوره ق آیه 24

 

 

سوره ق آیه 25

 

سوره حدید آیه 27

 

 سوره حشر آیه 9

 

سوره صف آیه 2

 

سوره صف آیه 3

 

 

 

 

 

  نوشته شده در  دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 2:33  توسط سید محسن قائمی 

اصل سوم:   دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است برای نیل به اهداف مذکور در اصل دوم، همه امکانات خود را برای امور زیر بکار گیرد:

2 – بالابردن سطح آگاهی های عمومی در همه زمینه ها با استفاده صحیح از مطبوعات و رسانه های گروهی و وسائل دیگر

6 – محو هرگونه استبداد و خود کامگی و انحصار طلبی 

7 – تأمین آزادی های سیاسی و اجتمائی در حدود قانون

8 – مشارکت عامه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتمائی و فرهنگی خویش.

9 – رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه در تمام زمینه های مادی و معنوی.

10 – ایجاد نظام اداری صحیح و حذف تشکیلات غیر ضروری.

12 – پی ریزی اقتصادی صحیح و عادلانه بر طبق ضوابط اسلامی جهت ایجاد رفاه و رفع فقر و بر طرف ساختن هر نوع محرومیت در زمینه های تغذیه و مسکن و کار و بهداشت و تعمیم بیمه.

14 – تأمین حقوق همه جانبه افراد از زن و مرد و ایجاد امنیت قضائی عادلانه برای همه و تساوی عموم در برابر قانون.

15 – توسعه و تحکیم برادری اسلامی و تعاون عمومی بین همه مردم.

16 – تنظیم سیاست خارجی کشور بر اساس معیارهای اسلام، تعهد برادرانه نسبت به همه مسلمانها و حمایت بی دریغ از مستضعفان جهان.

اصل هشتم:   در جمهوری اسلامی ایران دعوت به خیر، امر به معروف و نهی از منکر وظیفه ای است همگانی و متقابل بر عهده مردم نسبت به یکدیگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت.

اصل نهم:    در جمهوری اسلامی ایران آزادی و استقلال و وحدت و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر تفکیک ناپذیرند و حفظ آن وظیفه دولت و آحاد ملت است. هیچ فرد یا مقام یا گروهی حق ندارد به نام استفاده از آزادی، به استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و تمامیت ارضی ایران کمترین خدشه ای وارد کند و هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادی های مشروع را هر چند با وضع قوانین و مقررات سلب نماید.      

اصل دوازدهم:   دین رسمی ایران اسلام و مذهب جعفری اثنی عشری است و این اصل الی الابد غیر قابل تغییر است و ...

اصل بیستم:   همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی با رعایت موازن اسلامی برخوردارند.

اصل بیست و دوم:   حیثیت، جان، مال، حقوق، مسکن و شغل اشخاص از تعرض مصون است مگر در مواردی که قانون تجویز کند.

اصل بیست و هفتم:   تشکیل اجتماعات و راه پیمائی ها بدون حمل سلاح به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است.

اصل سی و دوم:   هیچکس را نمی توان دستگیر کرد مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین می کند در صورت بازداشت، موضوع اتهام باید با ذکر دلایل بلافاصله کتباً به متهم ابلاغ و تفهیم شود و حد اکثر ظرف مدّت 24 ساعت پرونده مقدماتی به مراجع صالحه قضائی ارسال و مقدّمات محاکمه در اسرع وقت فراهم گردد، متخلّف از این اصل طبق قانون مجازات می گردد.

اصل سی وچهار:دادخواهی حقّ مسلّم هر فرد است و هر کس می تواند به منظور دادخواهی به دادگاه های صالح رجوع کند،... و هیچکس را نمی توان از دادگاهی که به موجب قانون حق مراجعه به آن را دارد منع کرد.

اصل سی و هفتم:   اصل، برائت است و هیچ کس به موجب قانون مجرم شناخته نمی شود مگر اینکه جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد.

اصل پنجاه و شش:   حاکمیت مطلق در جهان از آن خداست و هم او انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است. هیچکس نمی تواند این حق الهی را از انسان سلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد و ملت این حق خداداد را از طرفی که در بعد می آید اعمال می کند.

اصل پنجاه و نه:   در مسائل بسیار مهم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ممکن است اعمال قوه مقننه از راه همه پرسی و مراجعه به آرای عمومی صورت گیرد، درخواست مراجعه به آرای عمومی باید به تصویب دو سوم مجموع نمایندگان مجلس برسد.

اصل نودم:   هر کس شکایتی از طرز کار مجلس یا قوه مجریه یا قوه قضائیه داشته باشد می تواند شکایت خود را کتباً به مجلس شورای اسلامی عرضه کند. مجلس موظّف است به این شکایت رسیدگی کند و پاسخ کافی دهد و در مواردی که شکایت به قوه مجریه و یا قضائیه مربوط است رسیدگی و پاسخ کافی از آنها بخواهد و در مدّت متناسب نتیجه را اعلام نماید و در مواردی که مربوط به عموم می باشد به اطلاع عامه برساند.                         اصل یکصد و ده:   وظایف و اختیارات رهبر:

3 – فرمان همه پرسی

اصل یکصد و پنجاه:   سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در نخستین روزهای  پیروزی این انقلاب تشکیل شد برای ادامه نقش خود در نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن پا بر جا می ماند، حدود وظایف و قلمرو مسئولیت این سپاه در رابطه با وظائف و مسئولیت نیروهای مسلح دیگر با تأکید بر همکاری و هماهنگی برادرانه میان آنها بوسیله قانون تعیین میشود.

اصل یکصد و پنجاه و شش:   قوه قضائیه قوه ای است مستقل که پشتیبان حقوق فردی و اجتماعی و مسئول تحقّق بخشیدن به عدالت و عهده دار وظایف زیر است:

1 – رسیدگی و صدور حکم در مورد تظلّمات، تعدّیات، شکایات، حل و فصل دعاوی و رفع خصومات و اخذ تصمیم و اقدام لازم در آن قسمت از امور حسییّه که قانون تعیین می کند.

2 – احیای حقوق عامه و گسترش عدل و آزادیهای مشروع

3 – نظارت بر حسن اجرای قوانین

4 – کشف جرم و تعقیب مجازات و تعزیر مجرمین و اجرای حدود و مقرّرات مدوّن جزائی اسلام.

5 – اقدام مناسب برای پیشگیری از وقوع جرم و اصلاح مجرمین.

اصل یکصد و هفتاد و سوم:   به منظور رسیدگی به شکایات، تظلّمات و اعتراضات مردم نسبت به مأمورین یا آئین نامه های دولتی و احقاق حقوق آنها، دیوانی به نام دیوان عدالت اداری زیر نظر رئیس قوه قضائیه تأسیس می گردد. 

اصل یکصد و هفتاد و هفت:   بازنگری در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در موارد ضروری به ترتیب زیر انجام می گیرد:  مقام رهبری پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام طی حکمی خطاب به رئیس جمهور موارد اصلاح یا تتمیم قانون اساسی را به شورای بازنگری قانون اساسی با ترکیب زیر پیشنهاد می کند...

 

  نوشته شده در  دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 2:32  توسط سید محسن قائمی 

بعضی از بازدید کنندگان خواستند من را بیشتر بشناسند لذا خلاصه ای از زندگی ام را در زیر می آورم، اگر سئوال دیگری بود آماده پاسخگوئی می باشم:

اینجانب سید محسن(در شناسنامه سید زین العابدین) قائمی متولّد 1347 در شهرستان قاین از توابع استان خراسان می باشم، در انجمن اسلامی دانش آموزان شهر قاین فعالیت داشتم و فارغ التحصیل رشته مهندسی برق از دانشگاه فردوسی مشهد می باشم، از سال 1362 که 15 ساله شدم تا پایان جنگ جمعاً نه دفعه و بمدّت 31 ماه از طریق نیروی مقاومت بسیج به جبهه ها اعزام شدم، در کارخانه سیمان قاین مشغول به کار می باشم، عضو هیئت امنای صندوق قرض الحسنه کارکنان کارخانه سیمان و عضو هیئت مؤسّس مؤسسه خیریه کارکنان سیمان  و عضو هیئت مؤسّس مؤسسه خیریه نوید رستگاری(در شهر قاین) و عضو هیئت مؤسّس مؤسسه خیریه خانوادگی و عضو هیئت مؤسّس صندوق قرض الحسنه خانوادگی و عضو هیئت مؤسّس کانون فرهنگی هنری ائمه اطهار(ع)(مسجد جامع قاین)  می باشم.   

 

 

  نوشته شده در  دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 2:31  توسط سید محسن قائمی 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM