تبليغاتX
اطاق هم اندیشی پیرامون نهضت حق طلبی نسل
 
 

 

 

این وبلاگ در سالروز رحلت پیامبر اسلام(ص) و شهادت امام حسن مجتبی(ع) و با هدف ایجاد فضایی مناسب جهت بیان حقوق و مطالبات پایمال شده مردم و روشنگری پیرامون آن و یافتن راه حل هایی جهت گرفتن آن تشکیل شده است.

نام و اساسنامه این وبلاگ با کمک بیش از دوازده نفر از عزیزان وبلاگ نویس نوشته شده است، همانگونه که در اساسنامه نیز آمده است این وبلاگ توسّط هیئت مدیره اداره خواهد شد، بر طبق اساسنامه تمامی کسانی که اساسنامه وبلاگ را قبول کرده و در قالب آن با وبلاگ همکاری نمایند عضو مجمع نویسندگان وبلاگ خواهند بود و اعضای مجمع نویسندگان هیئت مدیره هفت نفره ای را انتخاب خواهند کرد و هیئت مدیره مذکور نیز کمیته اجرایی سه نفره ای را برای اداره امور وبلاگ تعیین می کند.

مطالب تمامی افراد(حتی کسانی که عضو مجمع نویسندگان وبلاگ نمی باشند نیز) در صفصات اصلی وبلاگ قابل ثبت خواهد بود بنابراین از همه اشخاص دعوت می شود مطالب خود را جهت درج در وبلاگ ارسال نمایند.

اشخاصی که می خواهند نوشته هایشان در وبلاگ گروهی ثبت گردد باید قبلاً  عین مطالب شان را در وبلاگ شخصی یشان ثبت نمایند.

لطفاً نوشته های خود را به آدرس ghaemi.s.m@gmail.com ارسال نمائید(از ارسال مطالب در قالب پوشه خود داری نمائید) و یا در قسمت نظر خواهی وبلاگ وارد کنید.

این وبلاگ آماده تبادل لینک با تمامی سایت ها و وبلاگهای دیگر می باشد.

نشانی وبلاگ: http://faryadehaghtalabi.blogfa.com

 

  نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 23:58  توسط سید محسن قائمی 

1- همانگونه که قبلاً نیز به استحضار رسانده بودم اینجانب در مهر ماه سال 1384 در ضمن توزیع اطلاعیه ای با عنوان«دعوت به همکاری برای تشکیل نهضت حق طلبی نسل جدید» در مقابل دانشگاه فردوسی مشهد توسّط نیروی انتظامی دستگیر شدم و به جرم تبلیغ بر علیه نظام به یک سال حبس تعلیقی محکوم گردیدم و چون احتمال می دادم که مدیریت وبلاگ اطاق هم اندیشی جرم باشد و در نتیجه حبس تعلیقی ام قطعی گردد تصمیم گرفتم وبلاگ را غیر فعال نمایم و در روز سه شنبه 15/12/1385 این تصمیم را اجرا نمودم.

2- از این به بعد هیچ مطلب(پست) جدیدی توسّط اینجانب به وبلاگ افزوده نخواهد شد و قسمت نظر خواهی تمامی پستها به غیر از آخرین پست غیر فعال می باشد.

3- تمامی نظراتی که تا این تاریخ به وبلاگ رسیده است جهت اطلاع در وبلاگی به آدرس http://goftegoo2.blogfa.com قرار داده شده است.

4- در مدّت 37 روزی که اطاق هم اندیشی فعّال بود تغییراتی در تئوری نهضت حق طلبی نسل جدید داده شد که آخرین تغییرات در پست قبلی قرار داده شده است.

5- کسانی که می خواهند در نهضت حق طلبی عضو گردند لطفاً در قسمت نظر خواهی همین پست پیام بگذارند و یا به آدرس ghaemi.s.m@gmail.com تماس بگیرند.    

                  پیروز باشید - سید محسن قائمی 15/12/1385

  نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 4:16  توسط سید محسن قائمی  | 

آخرین تغییرات در تئوری نهضت در پاسخ به ایراد مدیر وبلاگ .... به خط و مشی وبلاگ اطاق هم اندیشی

با سلام و تقدیم احترام، جنابعالی به نحوه ی مبارزه من ایراد گرفته اید آنجا که می فرمائید:«اگر هدفتان مبارزه است پس بدانید شتر سواری دولا دولا نمی شود».

در پاسخ به این ایراد باید بگویم که:

من نیز مانند شما درگیر مبارزه با نظام هستم و عامل اصلی بسیاری از بدبختی ها و مشکلات  فعلی جامعه را در کجی ها و کاستی های قانون اساسی و همچنین در ضعف مدیریت و در بعضی موارد نیز سوء مدیریت مسئولین نظام(در طول 27 سال گذشته) می دانم و متقاضی اصلاح قانون اساسی می باشم ولی نوع مبارزه من با شما متفاوت می باشد، مبارزه جنابعالی و تمام کسانی که مانند شما مبارزه می کنند مبارزه ای از نوع محدود و ایذایی می باشد، مبارزه جنابعالی هرگز آن وسعت و عمق لازم برای ایجاد تغییرات اساسی در نظام و در قانون اساسی را ندارد و مسئولین نظام نیز از جانب شما خطر جدّی احساس نمی کنند، مبارزه محدود و ایذایی تنها مناسب زمانی است که شرایط برای مبارزه سراسری و فراگیر آماده نباشد ولی وقتی که شرایط داخلی و خارجی برای مبارزه سراسری و فراگیر آماده شد همه معترضین و مخالفین باید جبهه واحدی تشکیل دهند و تمام توان خود را برای انجام تغییرات در قانون اساسی بکار گیرند، به عقیده من هم اکنون بهترین شرایط برای مبارزه سراسری و فراگیر با نظام(برای اصلاح قانون اساسی) فراهم شده است و اگر از این فرصت استفاده نکنیم چه بسا در آینده مجبور شویم برای اصلاح قانون اساسی هزینه بیشتری را بپردازیم.

پیشنهاد من این است که تمام معترضین و مخالفین نظام به اتّفاق جبهه واحدی تشکیل دهیم و روی حدّاقل تغییرات در قانون اساسی با هم به تفاهم برسیم و آنگاه همگی در یکی از کلان شهرها(به غیر از تهران) جمع شویم و به اتّفاق به استانداری رفته و درخواست تغییر در قانون اساسی را به استاندار بعنوان نماینده دولت در استان بدهیم و از آنجا به نزد مسئولین ادارات، سازمانها و نهادهای دولتی آن شهر برویم و آنها را امر به معروف و نهی از منکر نمائیم(به آنها بگوئیم که شما بعد از انقلاب افراد و گروههای زیادی را به عناوین مختلف از رسیدن به پست های مهمّ حکومتی محروم کردید و نتیجه آن این شد که نتنها در 27 سال دوران مدیریت شما امور جامعه سامان نیافت بلکه روز به روز بر ناهنجاریها و مفاسد جامعه افزوده گردید پس آیا بهتر نیست که از این به بعد شرایط حضور تمامی ایرانیان با هر اعتقادی را در اداره امور کشور فراهم نمائید)، و در روزهای بعد نیز باید ابتدا برای پیگیری درخواست اصلاح قانون اساسی به استانداری برویم و بعد برای ادامه کار امر به معروف و نهی از منکر به نزد مسئولین نظام برویم(و این کار را تا چند روز ادامه دهیم) حال اگر مسئولین در این مرحله به خواسته های ما توجّه نکردند باید به سمت تهران حرکت نمایم تا خواسته های خود را مستقیماً به گوش مسئولین عالی نظام برسانیم(و همچنین آنها را امر به معروف و نهی از منکر نمائیم).

من شهر مشهد را به دلیل وجود بارگاه امام رضا(ع) بعنوان بهترین مکان برای شروع کار جبهه(معترضین) می دانم چرا که بارگاه امام رضا(ع) مکان امنی برای تشکیل جلسات معترضین می باشد.

ما باید دو هدف اصلی را دنبال کرده(و اعلام نمائیم)، هدف اوّل ارشاد(امر به معروف و نهی از منکر) مسئولین و هدف دوّم نیز درخواست تغییراتی در قانون اساسی می باشد.

هدف ارشادی: در اصل هشتم قانون اساسی آمده است«در جمهوری اسلامی ایران دعوت به خیر، امر به معروف و نهی از منکر وظیفه ای است همگانی و متقابل بر عهده مردم نسبت به یکدیگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت» و همچنین در آیه 104 سوره آل عمران می خوانیم«باید از میان شما جمعی دعوت به نیکی و امر به معروف و نهی از منکر کنند و آنها همان رستگارانند» و در آیه 110 سوره آل عمران نیز می خوانیم«شما بهترین امّتی بودید که به سود انسانها آفریده شده اید(چه اینکه) امر به معروف و نهی از منکر می کنید و به خدا ایمان دارید و ...» بنابراین هم قانون گذار و هم خدا به ما توصیه می کنند که مردم و حاکمان را به خیر و به معروف سفارش کرده و از منکر نهی نمائیم، لذا یکی از برنامه ها و اهداف جبهه ای که تشکیل خواهد شد امر به معروف و نهی از منکر مسئولین نظام خواهد بود.

هدف دوّم(درخواست اصلاحات): با توجّه به اصل 56 قانون اساسی که می فرماید«حاکمیّت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است، هیچکس نمی تواند این حقّ الهی را از انسان صلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد و ملّت این حقّ خدادادی را از طرفی که در بعد می آید اعمال می کند» و با توجّه به سخن امام خمینی در روز 12 بهمن سال 1357 در بهشت زهرا که فرمودند:«اینها از باب اینکه مسلّط به سرنوشت خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان هستند، رأی آنها برای آنها قابل عمل است لکن اگر چنانچه یک ملّتی رأی دادند(ولو تمامشان) به اینکه اعقاب این سلطان هم سلطان باشد این به چه حقّی ملّت پنجاه سال پیش از این سرنوشت ملّت بعد را معیّن می کند، سرنوشت هر ملّتی بدست خودش است» و با توجّه به اینکه اکثر کسانی که در حال حاضر حقّ رأی دارند از نسل جدید می باشند و این نسل نیز هیچ نقشی در تدوین و تصویب قانون اساسی(در سال 1358) نداشته اند، پس نسل جدید می تواند مدّعی شود که نسل انقلاب اجازه ندارد با قانون اساسی سال 1358 بر ما حکومت نماید و ما خود می خواهیم سرنوشت خودمان را تعیین نمائیم و حاکمان باید شرایطی را فراهم نمایند تا قانون اساسی با نظر و رأی مردم این زمان اصلاح گردد بنابراین درخواست دوّم ما اصلاح قانون اساسی خواهد بود.

جنابعالی ایراد گرفته اید که چرا من اینقدر به رعایت قوانین تأکید دارم آنجا که می فرمائید:« نمی دانم شما از کدام قانون صحبت می کنید که در برابر توهین مخاطبین این وبلاگ به مسئولین کشور باید پاسخگوی آن قانون باشید، در ضمن شما که اعتقاد به قانون و قانونمند بودن نظام دارید پس برای چه خود را به مخاطره می اندازید و مبارزه می کنید»، در پاسخ به ایراد فوق باید بگویم که ما مجبوریم به قوانین و مقرّرات کشور احترام بگذاریم چرا که اگر خلاف قانون عمل نمائیم افکار عمومی را از دست خواهیم داد و بعلاوه حاکمیت براحتی خواهد توانست حرکت اعتراضی ما را سرکوب نماید.

بعضی از اشخاص من را نمی شناسند و بعضی نیز نسبت به من سوء ظن دارند و احتمال می دهند که عامل حکومت باشم، خطاب به این اشخاص باید بگویم که جای هیچ نگرانی نیست چون هیچ ضرورتی ندارد که من نیز در جبهه ای که احتمالاً تشکیل خواهید داد حضور داشته باشم، شما می توانید تئوری را که مطرح کرده ام را بدون حضور من نیز اجرا نمائید.   با سپاس فراوان - سید محسن قائمی

 

  نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 16:3  توسط سید محسن قائمی 

 

آقای قاسم فام پیشنهاد کرده اند که منشور نهضت حق طلبی نسل جدید مورد نقد و بررسی قرار گیرد«اما اگر در اين خصوص علاقه‌مند به پيگيري طرح‌تان هستيد پيشنهاد مي‌كنم بحث را به صورت مبنايي‌تر دنبال كنيد.اول بياييد بحث چرايي حضور نظاميان در سياست را بحث كنيد و نسبت آرايش نيروهاي نظامي يك كشور را با روند مردمسالاري در ايران مورد بحث و گفتگو قرار دهيد و نظرات مختلف را در اين مورد بشنويد مشابه چنين مكانيزمي را مي‌توانيد براي تاييد يا كنار نهادن ديگر اجزاي طرحتان به كار ببريد» من پیشنهاد ایشان را بسیار بجا می دانم، ناگفته نماند که هدف از تشکیل نهضت حق طلبی نسل جدید نیز نقد و بررسی تئوری نهضت حق طلبی نسل جدید و منشور آن بوده است.

آقای قاسم فام پیشنهاد انحلال سپاه را یک حرکت سیاسی می دانند و به همین دلیل با آن مخالفند« من البته بنابر دلايلي كه دارم و قبلا هم آوردم مخالف رويكرد سياسي به مشكلات روند مردمسالاري كشور و در اينجا فقراتي از طرحتان از جمله بحث انحلال سپاه بودم» ولی من بر خلاف نظر ایشان، درخواست انحلال سپاه را یک خواسته کاملاً منطقی میدانم چرا که:

نوزادی که به دنیا می آید در ابتدا به مراقبتهای ویژه نیاز دارد، اگر نوزاد فوق سالم باشد و رشد طبیعی داشته باشد هر چه بگذرد بیشتر به خود تکیه خواهد کرد و در نهایت خواهد توانست از دیگران مستقل گردد ولی چنانچه نوزاد بعضی از معلولیتها را داشته باشد تحت هیچ شرایطی نخواهد توانست بطور کامل مستقل گردد و باید برای همیشه از وی مراقبت شود.

پدر و مادری که فرزند معلولی دارند اجازه دارند که به هر اندازه که خواسته باشند فرزند خود را مورد توجّه و مراقبت قرار دهند ولی آنها تنها در صورتی می توانند از دیگران انتظار داشته باشند که پس از مرگشان به فرزند معلولشان توجّه ویژه نمایند که مخارج و هزینه های مورد نیاز این کار را تأمین کرده باشند.

انقلاب اسلامی در ابتدای پیروزییش به مانند یک نوزاد به مراقبت های ویژه نیاز داشت که تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در همین راستا بوده است.

از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی 28 سال می گذرد و از انقلاب انتظار می رود که بعد از گذشت این مدّت بتواند بدون تکیه بر بازوی نظامی اش(سپاه) به روی پای خود بایستد ولی اگر انقلاب نتواند بدون تکیه بر قدرت نظامی سپاه به حضور خود ادامه دهد باید علّت ناتوانی آن را بررسی کرد و از جمله علّتهای ناتوانی انقلاب را می توان در اصول انقلاب و قانون اساسی و یا در مدیریّت مدیران پس از انقلاب جستجو کرد، اگر بعضی از اصول انقلاب و اصول قانون اساسی با حقوق انسانها و سعادت افراد جامعه مغایرت داشته باشد باید اصلاح شود و چنانچه مشکلات موجود بخاطر سوء مدیریّت مدیران پس از انقلاب باشد باید قانون اساسی بگونه ای اصلاح شود که حکومت از انحصار انقلابیونی که تا کنون پستهای مهم را در اختیار داشته اند خارج گردد و تمامی ایرانیان در اداره امور کشور دخالت داده شوند.

حکومت فعلی برخواسته از قانون اساسی مصوّب سال 1358 می باشد، با توجّه به اینکه تعداد زیادی از کسانی که در سال 1358 در رفراندوم قانون اساسی شرکت کرده اند مرده اند و کسانی هم که از آنها زنده اند، اقلّیت مردم این زمان را تشکیل می دهند و با توجّه به اصل 56 قانون اساسی که«خدا انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است، هیچ کس نمی تواند این حقّ الهی را از انسان سلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد» نتیجه می گیریم که نسل جدید باید خود در رابطه با سرنوشت خود تصمیم بگیرد و نسل انقلاب اجازه ندارد با قانون اساسی سال 1358 بر مردم این زمان حکومت نماید و به همین دلیل سپاه پاسداران نیز نمی تواند بدون نظر نسل جدید به فعّالیت خود ادامه دهد(چرا که سپاه مشروعیت خود را از قانون اساسی سال 1358 گرفته است).

با توجّه به آنچه که گفته شد اگر مسئولین نظام بر تداوم حضور سپاه اصرار دارند، باید تمام هزینه های آن را شخصاً بپردازند(اجازه خرج کردن از بیت المال را برای این منظور ندارند).   

  نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 21:16  توسط سید محسن قائمی 

این منشور شامل بخشهایی از قبیل نام نهضت، اهداف نهضت، اصلاحات در خواستی، راهکارهای اجرایی، میثاق جمعی، روش اداره نهضت و در نهایت راه تغییر دادن منشور می باشد.

1- نام: نام حرکت، نهضت حق طلبی نسل جدید می باشد.

2- اهداف نهضت: حذف انحصارات و همچنین حذف تشکّلهای غیر ضروری بمنظور ایجاد زمینه مشارکت هر چه بیشتر و مؤثّرتر تمامی مردم ایران بر تمامی امور مملکتی در بیشترین سطح ممکن و همچنین فراهم نمودن شرایط رشد برای تمامی مردم در بیشترین سطح ممکن و توزیع عادلانه آن میان تمامی افراد جامعه.

3- اصلاحات درخواستی:

1-3- تمامی خبرگان غیر فقیه و غیر روحانی بتوانند به مجلس خبرگان رهبری راه یابند.

2-3- از شش نفر فقیه عضو شورای نگهبان قانون اساسی تنها یک نفرشان توسّط رهبر منصوب شود و پنج نفر دیگرشان توسّط حوزه های علمیه انتخاب گردند.

3-3- سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منحل شده و تمامی اعضای آن توسّط ارتش و یا نیروی انتظامی جذب گردند.

4-3- صلاحیت کسانی که می خواهند نامزد انتخابات(تمامی انتخاباتها) شوند مستقیماً توسّط مردم مشخص گردد.

5-3- قانون انتخابات بگونه ای اصلاح گردد که تمامی اقلیتها نیز بتوانند به میزان مقبولیت اجتماعی که دارند به مجلس قانون گذاری و خبرگان رهبری و شوراههای شهر و روستا راه یابند.

4- راهکارهای اجرایی: اعضای نهضت ابتدا سعی می کنند از را گفتگو با مسئولین نظام به خواسته های خود برسند ولی اگر از این راه نتوانستند، از هر راه ممکن(به شرطی که نقض قانون صورت نگیرد) مسئولین را وادار به قبول اصلاحات مورد نظرشان خواهند کرد.

5- میثاق جمعی: تمامی اعضای نهضت متعهّد می شوند تا زمانی که عضو نهضت هستند به قوانین کشور و ارزشهای اجتماعی و به حدود دین اسلام احترام بگذارند.

6- روش اداره نهضت: نهضت بصورت شورایی(با دو شورای عمومی و مرکزی) اداره خواهد شد، برای تشکیل شورای عمومی اعضای نهضت به دسته های مساوی تقسیم می شوند که تعداد دسته ها برابر با تعداد اعضای شورای عمومی خواهد بود و هر دسته یک نفر را از میان خود برای عضویت در شورای عمومی انتخاب خواهند نمود و همچنین برای تشکیل شورای مرکزی نیز اعضای شورای عمومی به دسته های مساوی تقسیم می شوند که تعداد دسته ها برابر با تعداد اعضای شورای مرکزی خواهد بود و هر دسته یک نفر را از میان خود برای عضویت در شورای مرکزی انتخاب خواهند نمود.

توضیح: شش بند فوق قطعی بوده و برای تغییر آن باید اعضای نهضت به 40 نفر برسند و بعلاوه سه چهارم اعضای نهضت با پیشنهاد موافق باشند.

برای کسب اطلاعات بیشتر و برای ثبت نام در نهضت به اطاق هم اندیشی(http://goftegoo1.blogfa.com) مراجعه نمائید.  

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 16:51  توسط سید محسن قائمی 

احتراماً به استحضار می رساند که ابتدا پست قبلی که با نام فراخوان عضو گیری برای نهضت حق طلبی نسل جدید  می باشد را مطالعه نمائید، و امّا چنانچه بر این باورید که هنوز زمان تشکیل نهضت حق طلبی فرا نرسیده است و باید تئوری نهضت حق طلبی نسل جدید  کامل تر گردد،  پست قبلی را که  فراخوان عضو گیری برای نهضت حق طلبی نسل جدید  بود را نادیده بگیرید و برای کامل تر کردن تئوری نهضت حق طلبی نسل جدید، نظر خود را بیان نمائید، مطمئناً نظر غالب مراجعه کنندگان ادامه حرکت را مشخص خواهد کرد.          از همراهی شما سپاسگزارم    

  نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 3:20  توسط سید محسن قائمی 

 از زمان شروع به کار اطاق هم اندیشی 18 روز می گذرد و در این مدّت اشخاص زیادی بعنوان موافق یا مخالف در وبلاگ نظر دادند و تعدادی نیز آمادگی خود را جهت عضویت در نهضت حق طلبی اعلام نموده اند، با توجّه به نظرات دریافتی و با توجّه به اینکه تعدادی آمادگی خود را جهت شرکت در نهضت اعلام کرده اند، می توان به واقعیتهایی از جامعه پی برد، چون هر چه زمان می گذرد احتمال اینکه نظرات دریافتی تکراری شود و تعدادی از مخاطبین به این دلیل انگیزه خود را برای ارتباط با وبلاگ از دست بدهند و همچنین بدلیل اینکه زمان از دست می رود، به این نتیجه رسیده ام که بهتر است نهضت وارد مرحله بعدی شود، مرحله جدید تحت نام فراخوان عضو گیری برای نهضت حق طلبی نسل جدید می باشد، در این مرحله از مراجعین درخواست می شود تا به سؤالات زیر پاسخ دهند، و امّا اگر تعدادی داوطلب عضویت در نهضت شدند در این صورت برنامه های بعدی نهضت با نظر آنها خواهد بود.

سئوالات:

1- اگر داوطلب عضویت در نهضت حق طلبی هستید، این موضوع را در قسمت نظر این وبلاگ ثبت نمائید.

2- پیشنهاد خود را پیرامون نام نهضت بنویسید، نام نهضت از دو قسمت(از دو اسم) تشکیل خواهد شد بعنوان مثال اگر نام نهضت حق طلبی را در نظر بگیریم در این صورت قسمت اوّل آن نهضت و قسمت دوم آن حق طلبی خواهد بود پس شما می توانید به جای اسم اول و همچنین به جای اسم دوم کلمات مناسبی پیشنهاد نمائید، بعنوان مثال می توانید به جای نهضت، کلمات سازمان، جنبش، جمعیت، حرکت، جبهه و ... پیشنهاد نمائید.

3- به عقیده شما نهضت باید در پی تحقّق چه اهدافی باشد.

4- برای رسیدن به اهداف فوق، انجام چه اصلاحاتی را باید از نظام درخواست نمائیم.

5- چه راههای قانونی و مدنی برای وادار کردن نظام به انجام اصلاحات مورد نظر پیشنهاد می کنید.

6- چه راههایی برای تبلیغ و عضو گیری برای نهضت پیشنهاد می نمائید.

                                                     پیروز باشید     

  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 17:5  توسط سید محسن قائمی 

  مقدمه:

 دمکراسی فعلی کشور دمکراسی اکثریِّت می باشد، در این نوع دمکراسی کسی که بیشترین رأی را کسب نماید برگزیده می شود و اقلیّتها(که رأی کمتری کسب کرده اند) از تمام یا از قسمتی از حقوق سیاسی و اجتماعی خود محروم میگردند(اقلیّتها هرگز نمی توانند به میزان مقبولیّت اجتماعی که دارند به مراکز قانون گذاری، برنامه ریزی، مدیریّتی، اجرایی و نظارتی راه یابند).

سیستم اداره امور کشور باید بگونه ای باشد که در آن اقلیّتها نیز بتوانند به میزان مقبولیّت اجتماعی که دارند به مراکز قانون گذاری، برنامه ریزی، مدیریّتی، اجرایی و نظارتی راه می یابند.

به عقیده من سیستم دمکراسی فعلی کشور که دمکراسی پارلمانی – ریاست جمهوری است دارای معایب زیر می باشد:

1 – در این سیستم اقلیّتها از تمامی یا از قسمتی از حقوق سیاسی و اجتماعی خود محروم می گردند.

2 – نتیجه انتخابات بدلیل مخفی بودن رأی گیری از ضریب اعتماد بالایی برخوردار نمی باشد.

3 – در این سیستم امکان رشد محدودی برای افراد جامعه فراهم می باشد که آن هم بصورت ناعادلانه توزیع شده است(شرایط حضور اجتماعی و امکان رشد و تکامل اقلیّتها و فقرا بسیار کم می باشد).

4 – پراکندگی جغرافیایی مانع دستیابی اقلّیتها به بعضی از حقوقشان می گردد.

5 – امکان اثرگذاری گسترده و نظارت پیوسته مردم بر امور حکومتی بسیار کم می باشد.

سیستم شورایی که بجای سیستم پارلمانی – ریاست جمهوری پیشنهاد شده است دارای ویژگی های برتر زیر می باشد :

1 – در این سیستم اقلیّتها می توانند به میزان مقبولیّت اجتماعی که دارند به مراکز قانون گذاری، برنامه ریزی، مدیریّتی، اجرایی و نظارتی راه یابند.

2 – رأی گیری در این سیستم همزمان بصورت آشکار و مخفی برگزار می شود بنابراین نتیجه رأی گیری در این نوع انتخابات از درجه اعتماد بسیار بالاتری(نسبت به رأی گیری مخفی) برخوردار می باشد.

3 – در این سیستم امکان رشد، تکامل و حضور اجتماعی بسیار بیشتری نسبت به سیستم قبلی برای عموم مردم وجود دارد و بصورت عادلانه تری نیز تقسیم شده است.

4 – در این سیستم امکان وحدت اقلیّتهایی که در شهرهای مختلف پراکنده اند وجود دارد(از طریق انتقال عضو شورای هر استان به  شورای استان دیگر).

5 – در این سیستم مردم می توانند از طریق ایجاد ارتباط با اعضای شوراهای محله، شهر، روستا، شهرستان، استان و شورای کشوری بر امور کشور اثر بیشتری گذاشته و بر کارها نظارت بیشتری نمایند.

 

سیستم شورایی:

در این سیستم مردم ابتدا با شرکت در انتخابات عمومی(آزاد) نمایندگان خود را برای عضویت در شورای شهر و شورای روستا انتخاب می کنند، در مرحله دوم اعضای شوراهای شهر و روستا تعدادی را از میان خود برای عضویت در شورای شهرستان بر می گزینند، در مرحله سوم اعضای شورای شهرستان تعداد معیّنی را از میان خود برای عضویت در شورای استان بر می گزینند، در مرحله چهارم اعضای شورای استان تعداد معیّنی را از میان خود برای عضویت در شورای کشوری بر می گزینند و در نهایت اعضای شورای کشوری نسبت به تشکیل قوای سه گانه مقنّنه، مجریه و قضائیه و همچنین شورای نگهبان قانون اساسی و دیگر تشکّلهایی که برای اداره امور کشور به آن نیاز باشد اقدام می کنند.

مرحله اول: تشکیل شوراههای شهر و روستا

در این مرحله مردم با شرکت در انتخابات عمومی(آزاد) افراد مورد نظر خود را برای عضویت در شوراهای شهر و روستا بر می گزینند. تعداد اعضای این شوراها هیچگونه محدودیّتی ندارد و تمامی نامزدها عضو شورا خواهند شد و در تصمیم گیریهای شورای شهر و یا روستا، اعضای شورا تنها به میزان رأیی که در انتخابات عمومی کسب کرده اند حقّ رأی خواهند داشت.

انتخابات عمومی برای تعیین اعضای شوراهای شهر و روستا همزمان به دو صورت آشکار و مخفی برگزار خواهد شد و تمامی مردم اجازه خواهند داشت که به یکی از دو روش فوق به نامزد(یا نامزدهای) مورد نظر خود رأی دهند و مسئولین حوزه های رأی گیری نیز باید به کسانی که بصورت آشکار به نامزد مورد علاقه خود رأی داده اند رسیدی  داده که در آن مشخصات رأی دهنده و نامزد منتخبش نوشته شده باشد. 

در انتخابات شوراهای شهر و روستا تمام ایرانیان به تعداد یکسانی از نامزد ها رأی خواهند داد(بعنوان مثال اگر در تهران هر نفر به سه نامزد رأی دهد در تمامی شهرها و روستاهای کشور نیز هر نفر به سه نامزد رأی خواهد داد).

 از جمله وظایف شوراهای شهر و روستا، گزینش افرادی از میان خود برای عضویت در شورای شهرستان می باشد، تعداد اعضای شورای شهرستان به جمعیت شهرستان بستگی نداشته بلکه به تعداد اعضای شوراهای شهر و روستای همان شهرستان و به تعداد رأیی که هر عضو شورای شهر و روستا  در انتخابات عمومی کسب کرده است بستگی خواهد داشت که از فرمول زیر محاسبه می گردد:

                      مجموع امتیاز تمامی اعضای شورای شهر و روستا  

  ----------------------------------------------------                    Y =   

  Xmax                                                

Y  : تعداد اعضای شورای شهرستان

 Xmax  : بیشترین رأی اخذ شده توسّط یک عضو در انتخابات عمومی شوراهای شهر و روستا در همان شهرستان

تا به اینجا تعداد اعضای شورای شهرستان مشخص گردید((Y و امّا از میان اعضای شورای شهر و روستا، عضو و یا اعضایی که در انتخابات عمومی بیشترین رأی را(Xmax) کسب کرده اند به صورت مستقیم به شورای شهرستان راه می یابند و دیگر اعضای شورا باید به گروههایی تقسیم شوند که مجموع امتیاز اعضای هر گروه(مجموع رأیی که اعضای گروه در انتخابات عمومی بدست آورده اند) ضریبی از Xmax(1Xmax،  2Xmax،  3Xmax یا ...) باشد، چنانچه مجموع رأی اخذ شده توسّط اعضای گروه برابر با 1Xmax  شود در این صورت اعضای گروه یک نفر را به نمایندگی از طرف خود برای عضویت در شورای شهرستان برخواهند گزید و اگر مجموع رأی اخذ شده توسط اعضای گروه برابر با 2Xmax  شود در این صورت اعضای گروه دو نفر را به نمایندگی از طرف خود برای عضویت در شورای شهرستان انتخاب خواهند کرد و الی آخر...

مرحله دوم: تشکیل شورای شهرستان

اعضای شورای هر شهرستان توسّط شوراهای شهر و روستای همان شهرستان انتخاب می گردند و در تصمیم گیری های شورای شهرستان تمامی اعضا از حقّ رأی مساوی برخوردار خواهند بود.

از جمله وظایف شورای شهرستان، گزینش افرادی از میان خود برای عضویت در شورای استان می باشد، نمایندگان هر شهرستان در شورای استان متناسب با جمعیت شهرستان تعیین شده و از رابطه زیر محاسبه می گردد:

 تعداد کلّ نمایندگان شورای استان (ضرب در) جمعیت شهرستان

 --------------------------------------------------------------- =  تعداد نمایندگان هر شهرستان در شورای استان

                              جمعیت استان

بعنوان مثال اگر جمعیت شهرستانی برابر با 21 درصد جمعیت کلّ استان باشد در این صورت 21 درصد اعضای شورای استان نیز باید از همان شهرستان انتخاب گردند.

اعضای شورای شهرستان برای انتخاب نمایندگان خود در شورای استان به گروههای مساوی که تعداد گروهها برابر با تعداد نمایندگان همان شهرستان در شورای استان خواهد بود تقسیم خواهند شد و هر یک از گروههای فوق یک نفر را از میان خود به نمایندگی برای عضویت در شورای استان برخواهند گزید.

مرحله سوم: تشکیل شورای استان

اعضای شورای هر استان توسّط شوراهای شهرستانهای همان استان انتخاب می گردند.

 در تصمیم گیریهای شورای استان تمامی اعضا از حقّ رأی مساوی برخوردار خواهند بود.

اعضای شورای استان می توانند به هر شورای استان دیگری که خواسته باشند انتقالی بگیرند و در شورای جدید بعنوان عضو میهمان خواهند بود و عضو میهمان از حقّ رأی مساوی با دیگر اعضای شورا برخوردار خواهد بود.

 از جمله وظایف شورای استان، گزینش افرادی از میان خود برای عضویت در شورای کشوری می باشد،   نمایندگان هر استان در شورای کشوری متناسب با جمعیت همان استان تعیین می شود که از رابطه زیر محاسبه می گردد:

      تعداد کلّ نمایندگان شورای کشوری (ضرب در) جمعیت استان

-------------------------------------------------------------    =  تعداد نمایندگان هر استان در شورای کشوری

                               جمعیت کشور

اعضای شورای استان برای انتخاب نمایندگان خود در شورای کشوری به گروههای مساوی(که تعداد گروهها برابر با تعداد نمایندگان استان فوق در شورای کشوری خواهد بود) تقسیم خواهند شد و گروههای تشکیل شده هر کدام یک نفر را از میان خود به نمایندگی برای عضویت در شورای کشوری بر خواهند گزید.

مرحله چهارم: تشکیل شورای کشوری

اعضای شورای کشوری توسّط شوراهای استانها انتخاب می شوند و در تصمیم گیریهای شورای کشوری تمامی اعضا از حقّ رأی مساوی برخوردار خواهند بود.

شورای کشوری بالاترین مرجع تصمیم گیری در کشور بوده و وظایف و اختیارات آن عبارت است از تدوین و اصلاح قانون اساسی ، تشکیل قوای سه گانه(مقنّنه، مجریه و قضائیه)، تشکیل شورای نگهبان قانون اساسی و تشکیل دیگر نهادهایی که برای اداره امور کشور به آن نیاز می باشد و نظارت بر عملکرد نهادهای فوق.

 اعضای شورای کشوری برای انتخاب نمایندگان خود در قوه مقنّنه به گروههای مساوی(که تعداد گروهها برابر با تعداد اعضای قوه مقنّنه خواهد بود) تقسیم خواهند شد و هر گروه یک نفر را به نمایندگی برای عضویت در قوّه مقنّنه برخواهند گزید.

مرحله پنجم: تشکیل قوّه مجریه و ...

اعضای شورای کشوری یک نفر را به اتّفاق آراء بعنوان ریاست قوه مجریه(رئیس هیئت دولت) انتخاب می کنند و شخص تعیین شده افرادی را برای قبول مسئولیّت وزارتخانه های مختلف به قوه مقنّنه(جهت گرفتن رأی اعتماد) معرفی خواهد کرد و شروع به کار هیئت دولت پس از گرفتن رأی اعتماد وزرای پیشنهادی خواهد بود.

نظارت بر عملکرد قوّه مقنّنه، قوّه قضائیه و رئیس قوّه مجریه بر عهده شورای کشوری می باشد و نظارت بر عملکرد هیئت دولت نیز بر عهده قوه مقننه خواهد بود.

 

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 17:32  توسط سید محسن قائمی 

در طول چند روز گذشته  بیشتر کسانی که در مورد تئوری نهضت حق طلبی نسل جدید اظهار نظر کرده اند در مورد تکیه بیش از حد به روحانیت هشدار داده بودند که بر این اساس تئوری نهضت بصورت زیر تعدیل شد.

من بر این باورم که نسل جدید برای اینکه بتواند اصلاحات مورد نظر خود را در قانون اساسی اعمال نماید باید نظر تعداد زیادی از نسل اوّل انقلاب را جلب نموده و حمایت آنها را بدست آورد.

در پیشنهاد قبلی گفته بودم که برای این منظور به روحانیت مراجعه نمائیم تا نظر و حمایت آنها را جلب کنیم ولی پیشنهاد جدید این است که در پی جلب نظر و حمایت تمامی دانشمندان و صاحب نظران(دانشگاهی و حوزه ای)، فرهیختگان، افتخار آفرینان در عرصه های ملّی، معتمدین مردم و تمامی کسانی که به نوعی شخصیت حقوقی کسب کرده اند باشیم.

اگر پیشنهاد جدید را قبول کردید در مورد مکان شروع نهضت نیز نظر خود را بیان نمائید، من در این رابطه فکر می کنم بهتر است نهضت از یکی از شهرهای بزرگ به غیر از تهران شروع شود، بعنوان مثال نهضت می تواند از شهر مشهد(بدلیل وجود دانشگاه بزرگ، حوزه علمیه بزرگ و همچنین بارگاه امام رضا(ع)) شروع شود و اگر لازم شد برای پیگیری خواسته های خود(برای اینکه خواسته های خود را مستقیماً به گوش مسئولین عالی کشور برسانیم) از آنجا به تهران خواهیم رفت.    

 

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 21:21  توسط سید محسن قائمی 

اصل 56 قانون اساسی:

حاکمیّت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است، هیچکس نمی تواند این حقّ الهی را از انسان صلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد و ملّت این حقّ خدادادی را از طرفی که در بعد می آید اعمال می کند.

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 4:27  توسط سید محسن قائمی 
  نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 1:32  توسط سید محسن قائمی 

- تشکیل اطاق هم اندیشی پیرامون نهضت حق طلبی نسل جدید

- توضیحاتی پیرامون نهضت حق طلبی نسل جدید(1)

- در ضرورت حضور خبرگان غیر فقیه و غیر روحانی در مجلس خبرگان رهبری

- توضیحاتی پیرامون نهضت حق طلبی نسل جدید(2)

- ده نکته پیرامون نهضت حق طلبی نسل جدید

- قابل توجّه داوطلبین عضویت در نهضت حق طلبی نسل جدید

- ارسال نامه به مراجع تقلید

- متن نامه ارسال شده به مراجع تقلید  

- آیات مرتبط با اهداف نهضت حق طلبی نسل جدید

- گزیده ای از قانون اساسی

- زندگی نامه و پیشنهاد اداره امور کشور با سیستم شورایی

 

 

  نوشته شده در  سه شنبه دهم بهمن 1385ساعت 0:25  توسط سید محسن قائمی 

بعد از اینکه موضوع تشکیل نهضت حق طلبی نسل جدید مطرح شد، افراد زیادی با من تماس گرفتند و ضمن قبول پیشنهاد فوق، آمادگی خود را جهت عضویت در آن اعلام نمودند.

برای تکمیل پیشنهاد نهضت حق طلبی نسل جدید وبلاگ اطاق هم اندیشی را ایجاد کرده ام و نظرات خود را در این رابطه در آن درج نموده ام و قرار است تا تمامی نظرات و انتقادات دریافت شده از مخاطبین در متن وبلاگ وارد گردد.

از شما درخواست می شود تا با دادن نظرات و پیشنهادهای خود ما را در این مهم یاری نمائید.  

 

  نوشته شده در  دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 2:42  توسط سید محسن قائمی 

باید از میان شما جمعی دعوت به نیکی و امر به معروف و نهی از منکر کنند و آنها همان رستگارانند(سوره آل عمران آیه 104).

اصل هشتم قانون اساسی: در جمهوری اسلامی ایران دعوت به خیر، امر به معروف و نهی از منکر وظیفه ای است همگانی و متقابل، برعهده مردم نسبت به یکدیگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت.

اصل نهم قانون اساسی: .... هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیّت ارضی کشور، آزادی های مشروع را هر چند با وضع قوانین و مقرّرات سلب نماید.

***********************

وضع فعلی جامعه و علّتهای آن:        

مردم ایران با معضلات و ناهنجاریهای فراوانی از قبیل بیکاری، اعتیاد، فقر، فساد اداری، فساد اخلاقی، فرار بی رویّه نخبگان، قاچاق دختران و زنان ایرانی به خارج، خود فروشی زنان و دختران، تجاوز به کودکان، تجاوز به عنف، خسارات و تلفات جاده ای، مصرف بی رویّه انرژی، بهره وری پائین نیروی انسانی، کیفیت پائین بسیاری از محصولات داخلی، قاچاق مواد سوختی به خارج و قاچاق محصولات خارجی به داخل، قاچاق مواد مخدّر، توزیع ناعادلانه سرمایه های ملّی، آلودگی های زیست محیطی، نا امنی برای جانها، نوامیس و اموال مردم(در حدّ زیادی)، تلفات و خسارات زیاد زلزله ها، سیل ها و دیگر حوادث طبیعی، وجود کودکان خیابانی، آمار بالای بی خانمانها، آمار بالای طلاق و ... درگیر می باشند، به عقیده من عامل اصلی معضلات، مفاسد و ناهنجاریهای فوق این است که در اداره امور کشور و حلّ مشکلات آن از تمامی نیروهای موجود استفاده بهینه نمی شود، گروهی از مردم بدلیل اینکه به جمهوری اسلامی و به ولایت فقیه اعتقاد ندارند از بسیاری از پستها و مسئولیتهای مهم محروم شده اند و بعلاوه کشور با دمکراسی اکثریّت اداره می شود و در دمکراسی اکثریّت، کسی که 51 درصد آراء را کسب کند انتخاب می شود و در مقابل کسی که حتّی 49 درصد آراء را نیز کسب کرده باشد حذف می گردد که نتیجه یک چنین دمکراسی این است که اقلیّتها از بسیاری از حقوق خود محروم خواهند شد(به میزان جمعیتشان به پستهای مهمّ حکومتی دست نمی یابند).

**************************

حاکمان نمی توانند با قانون اساسی فعلی بر جامعه حکومت نمایند:

امام خمینی در روز 12 بهمن سال 1357 در بهشت زهرا(س) در باره نداشتن  مشروعیّت حکومت پهلوی فرمودند:

(اینها از باب اینکه مسلّط به سرنوشت خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان هستند، رأی آنها برای آنها قابل عمل است لکن اگر چنانچه یک ملّتی رأی دادند(ولو تمامشان) به اینکه اعقاب این سلطان هم سلطان باشد این به چه حقّی ملّت پنجاه سال پیش از این سرنوشت ملّت بعد را معیّن می کند، سرنوشت هر ملّتی بدست خودش است)

با توجّه به این سخن امام خمینی و نظر به اینکه اکثر کسانی که در حال حاضر حقّ رأی دارند از نسل جدید می باشند(نسل جدید کسانی هستند که در سال 1358 که جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن به رأی گذاشته شد یا سنّ قانونی شرکت در انتخابات را نداشتند و یا هنوز بدنیا نیامده بودند و این نسل در رابطه با نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن هیچگونه اظهار نظری نکرده اند) و چون هر نسل باید خودش در رابطه با خودش تصمیم بگیرد پس حاکمان تنها در صورتی می توانند با قانون اساسی فعلی بر جامعه حکومت کنند که تمام نسل جدید با آن موافق باشند و در صورت مخالفت حتّی یک نفر از نسل جدید با قانون اساسی فعلی، حاکمان دیگر اجازه نخواهند داشت بر مبنای آن بر جامعه حکومت نمایند و باید قانون اساسی را با نظر مردم این زمان اصلاح کنند(برای این منظور باید مجلس خبرگان قانون اساسی را تشکیل دهند و در تشکیل این مجلس باید تمامی مردم از شرایط مساوی برای نامزد شدن و رأی دادن برخوردار باشند).

 علّت شرکت نکردن تعدادی از نسل جدید در انتخاباتهای اخیر، مخالفتشان با قانون اساسی بوده است پس با توجّه به آنچه گفته شد دیگر حاکمان اجازه ندارند با قانون اساسی فعلی بر جامعه حکومت کنند و باید قبل از هر کاری، قانون اساسی را اصلاح نمایند.

***************************

راه اصلاح قانون اساسی:

آندسته از نسل جدید که مدّعی هستند حاکمان اجازه ندارند با قانون اساسی فعلی حکومت نمایند باید تا ادّعای خود را برای افکار عمومی ثابت نمایند، آنها برای این منظور می توانند از سخن امام خمینی در بهشت زهرا(س) که فرموده بودند(اینها از باب اینکه مسلّط به سرنوشت خودشان هستند و ...) و همچنین از بعضی از آیات قرآن از جمله آیه 9 سوره تکویر که می فرماید(بأیّ ذنب قتلت - به کدامین گناه کشته شدند) استفاده نمایند. دلیل استفاده از این آیه این است که در طول سال جاری و سالهای گذشته، صدها دختر و پسر(که همگی از نسل جدید بوده اند) مورد تجاوز قرار گرفته اند(یا به زور یا به فریب) و گروهی از آنها نیز کشته شده اند و بسیاری دیگر از نسل جدید نیز در تصادفات جاده ای کشته و زخمی شده اند، مگر نه اینکه وضع فعلی جامعه نتیجه مستقیم مدیریت نسل اوّل انقلاب در طول 27 سال گذشته است و مگر نه اینکه هیچ کدام از این دخترها و پسرها هیچ گونه نقشی در تشکیل نظام جمهوری اسلامی و تدوین قانون اساسی آن نداشته اند پس چرا باید به اشتباهات نسل قبل از خود(نسل اوّل انقلاب) بسوزند و به چنین سرنوشتی گرفتار شوند و به کدامین کار نکرده باید مجازات شوند(بأیّ ذنب قتلت).

(تعدادی دیگر از آیات قرآن که می توان با استفاده از آن حقّ تعیین سرنوشت(با تغییر در قانون اساسی) را برای نسل جدید ثابت نمود در ضمیمه ای در وبلاگ آمده است) 

به کسانی از نسل جدید که به وضع فعلی اعتراض دارند و می خواهند قانون اساسی اصلاح گردد توصیه می شود به یکی از شهرهای مشهد یا قم(که بیشترین مدارس علمیه و بیشترین روحانی را دارند) بروند و با همه مراجع و روحانیت آن شهر ملاقات نموده و ادعای خود را که حاکمان اجازه ندارند با قانون اساسی فعلی بر جامعه حکومت نمایند را با آنها در میان بگذارند و اگر توانستند ادعای خود را به آنها ثابت نمایند، از آنها(از روحانیت) بخواهند تا حاکمیت را متقاعد نمایند که قانون اساسی را با نظر مردم این زمان اصلاح نمایند.

 

  نوشته شده در  دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 2:41  توسط سید محسن قائمی 

 خدا در سوره نساء آیه 59 خطاب به ایمان آورندگان می فرماید که اگر در امری اختلاف داشتید برای داوری به خدا و رسول مراجعه نمائید و تسلیم حکم آنها شوید و در آیه 105 سوره نساء و 64 سوره نحل می فرماید که پیامبر بر طبق آنچه در قرآن آمده است در بین مردم داوری می نماید.  چون در حال حاضر به پیامبر خدا دسترسی نداریم باید برای حل اختلافهای میان خود مستقیماً به قرآن مراجعه نمائیم و از آن کمک بگیریم.

اختلاف مورد نظر در مورد حقّ حکومت کردن و چگونگی آن می باشد اعتراض در این است که چرا رهبری کشور تنها باید در انحصار فقها باشد و چرا دانشمندان و خبرگان غیر فقیه و غیر حوزه ای نمی توانند به مجلس خبرگان رهبری راه یابند.

از مراجعه به قرآن داریم که:

1 – خدا به پیامبران ابزار حکومت داری که حکم(احکام دین و قوانین داوری) و علم می باشد را داده است(برگرفته از سوره انبیاء آیات 74 و 79 و سوره  یوسف آیه 55). بسیاری از احکام دین متأثر از شرایط زمانی و مکانی نزول وحی بوده است(بسیاری از احکام مخصوص شبه جزیره عربستان و مردم آن زمان بوده است) که باید در حال حاضر با شرایط زمانی و مکانی جدید تطبیق داده شود(از حالت منطقه ای ویژه عربستان به حالت جهانی تبدیل شود).

کسانی که می خواهند احکام دین را تغییر داده و بروز نمایند باید قبل از هر چیز به فرهنگ ها و آداب و رسوم جوامع مختلف آشنایی داشته باشند، برای این کار تسلط به علوم مختلف از جمله علم جامعه شناسی ضروری می باشد و امّا چون فقها تنها تخصّصشان فقه است و به دیگر علوم روز تسلّط ندارند پس هر گز نمی توانند به تنهایی و بدون کمک گرفتن از خبرگان دیگر علوم نسبت به صدور احکام جدید اقدام نمایند.

دومین ابزار حکومت داری علم است و همانطور که گفته شد فقها تنها در علم فقه تخصّص دارند(آن هم بصورت ناقص آن) بنابراین آنها ابزار لازم جهت اداره امور حکومت که حکم و علم می باشد(حداقل مورد نیاز برای این کار) را ندارند .

2- حضرت داوود با علم خدایی که داشت روش ساختن زره را به قومش تعلیم داد تا بدینوسیله آنها را در مقابل خطر دشمنان حفظ نماید(از سوره انبیاء آیه 80) از این موضوع نتیجه می گیریم که رهبران جوامع باید برای حفظ مردم در مقابل دشمنان تدابیر لازم را بیندیشند.

- انتظار بهترین و مؤثرترین تدبیرها را از کسانی می توان داشت که به تمام علوم روز تسلّط دارند و چون فقها تنها تخصّصشان فقه است(آن هم بصورت ناقص آن) پس نمی توان از آنها انتظار بهترین تدبیریها را برای اداره امور جامعه داشت.

3-  خدا در آیه 7 سوره آل عمران و آیه 162 سوره نساء می فرماید که تنها راسخون در علم می توانند به بهترین و کاملترین فهم از قرآن دست یابند بنابراین کسی که تنها تخصّصش فقه است و به دیگر علوم روز تسلّط  ندارد نمی تواند به بهترین فهم و برداشت از قرآن دست یابد و کسی که بهترین و کاملترین فهم و برداشت را از قرآن ندارد نمی تواند جامعه اسلامی را به بهترین نحو ممکن به سمت اهداف متعالی آن رهبری نماید.

- اگر راسخون در علم، دینی را بهتر و کاملتر تشخیص دهند و از آن پیروی نمایند دیگران نیز به تبعیّت از آنها به آن دین رو می آورند.

4 – رسالت پیامبران تزکیه مردم بوده است و اینکه به آنها کتاب(قرآن) و حکمت بیاموزند و آنچه را که نمی دانستند را به آنها یاد دهند(برگرفته از سوره بقره آیه 151 و سوره آل عمران آیه 164 و سوره جمعه آیه 2) بنابر این کسانی که می خواهند رسالت و راه پیامبران را ادامه دهند باید قرآن را خوب بفهمند تا بتوانند آن را به مردم آموزش دهند و باید علم و حکمت بدانند تا بتوانند آن را به مردم بیاموزند.

کسانی می توانند به بهترین فهم از قرآن دست یابند که در علوم مختلف صاحب نظر باشند(راسخون در علم) و امّا چون فقها تنها تخصّصشان فقه است(آن هم بصورت ناقص آن) و به دیگر علوم تسلّط ندارند پس از آنها نمی توان انتظار بهترین فهم از قرآن را داشت و نه انتظار علم و حکمت به روز و قابل قبولی بنابراین فقها به هیچ وجه نمی توانند به تنهایی رسالت پیامبران را که هدایت و رهبر