این وبلاگ در سالروز رحلت پیامبر اسلام(ص) و شهادت امام حسن مجتبی(ع) و با هدف ایجاد فضایی مناسب جهت بیان حقوق و مطالبات پایمال شده مردم و روشنگری پیرامون آن و یافتن راه حل هایی جهت گرفتن آن تشکیل شده است.
نام و اساسنامه این وبلاگ با کمک بیش از دوازده نفر از عزیزان وبلاگ نویس نوشته شده است، همانگونه که در اساسنامه نیز آمده است این وبلاگ توسّط هیئت مدیره اداره خواهد شد، بر طبق اساسنامه تمامی کسانی که اساسنامه وبلاگ را قبول کرده و در قالب آن با وبلاگ همکاری نمایند عضو مجمع نویسندگان وبلاگ خواهند بود و اعضای مجمع نویسندگان هیئت مدیره هفت نفره ای را انتخاب خواهند کرد و هیئت مدیره مذکور نیز کمیته اجرایی سه نفره ای را برای اداره امور وبلاگ تعیین می کند.
مطالب تمامی افراد(حتی کسانی که عضو مجمع نویسندگان وبلاگ نمی باشند نیز) در صفصات اصلی وبلاگ قابل ثبت خواهد بود بنابراین از همه اشخاص دعوت می شود مطالب خود را جهت درج در وبلاگ ارسال نمایند.
اشخاصی که می خواهند نوشته هایشان در وبلاگ گروهی ثبت گردد باید قبلاً عین مطالب شان را در وبلاگ شخصی یشان ثبت نمایند.
لطفاً نوشته های خود را به آدرس ghaemi.s.m@gmail.com ارسال نمائید(از ارسال مطالب در قالب پوشه خود داری نمائید) و یا در قسمت نظر خواهی وبلاگ وارد کنید.
این وبلاگ آماده تبادل لینک با تمامی سایت ها و وبلاگهای دیگر می باشد.
نشانی وبلاگ: http://faryadehaghtalabi.blogfa.com
1- همانگونه که قبلاً نیز به استحضار رسانده بودم اینجانب در مهر ماه سال 1384 در ضمن توزیع اطلاعیه ای با عنوان«دعوت به همکاری برای تشکیل نهضت حق طلبی نسل جدید» در مقابل دانشگاه فردوسی مشهد توسّط نیروی انتظامی دستگیر شدم و به جرم تبلیغ بر علیه نظام به یک سال حبس تعلیقی محکوم گردیدم و چون احتمال می دادم که مدیریت وبلاگ اطاق هم اندیشی جرم باشد و در نتیجه حبس تعلیقی ام قطعی گردد تصمیم گرفتم وبلاگ را غیر فعال نمایم و در روز سه شنبه 15/12/1385 این تصمیم را اجرا نمودم.
2- از این به بعد هیچ مطلب(پست) جدیدی توسّط اینجانب به وبلاگ افزوده نخواهد شد و قسمت نظر خواهی تمامی پستها به غیر از آخرین پست غیر فعال می باشد.
3- تمامی نظراتی که تا این تاریخ به وبلاگ رسیده است جهت اطلاع در وبلاگی به آدرس http://goftegoo2.blogfa.com قرار داده شده است.
4- در مدّت 37 روزی که اطاق هم اندیشی فعّال بود تغییراتی در تئوری نهضت حق طلبی نسل جدید داده شد که آخرین تغییرات در پست قبلی قرار داده شده است.
5- کسانی که می خواهند در نهضت حق طلبی عضو گردند لطفاً در قسمت نظر خواهی همین پست پیام بگذارند و یا به آدرس ghaemi.s.m@gmail.com تماس بگیرند.
پیروز باشید - سید محسن قائمی 15/12/1385
آخرین تغییرات در تئوری نهضت در پاسخ به ایراد مدیر وبلاگ .... به خط و مشی وبلاگ اطاق هم اندیشی
با سلام و تقدیم احترام، جنابعالی به نحوه ی مبارزه من ایراد گرفته اید آنجا که می فرمائید:«اگر هدفتان مبارزه است پس بدانید شتر سواری دولا دولا نمی شود».
در پاسخ به این ایراد باید بگویم که:
من نیز مانند شما درگیر مبارزه با نظام هستم و عامل اصلی بسیاری از بدبختی ها و مشکلات فعلی جامعه را در کجی ها و کاستی های قانون اساسی و همچنین در ضعف مدیریت و در بعضی موارد نیز سوء مدیریت مسئولین نظام(در طول 27 سال گذشته) می دانم و متقاضی اصلاح قانون اساسی می باشم ولی نوع مبارزه من با شما متفاوت می باشد، مبارزه جنابعالی و تمام کسانی که مانند شما مبارزه می کنند مبارزه ای از نوع محدود و ایذایی می باشد، مبارزه جنابعالی هرگز آن وسعت و عمق لازم برای ایجاد تغییرات اساسی در نظام و در قانون اساسی را ندارد و مسئولین نظام نیز از جانب شما خطر جدّی احساس نمی کنند، مبارزه محدود و ایذایی تنها مناسب زمانی است که شرایط برای مبارزه سراسری و فراگیر آماده نباشد ولی وقتی که شرایط داخلی و خارجی برای مبارزه سراسری و فراگیر آماده شد همه معترضین و مخالفین باید جبهه واحدی تشکیل دهند و تمام توان خود را برای انجام تغییرات در قانون اساسی بکار گیرند، به عقیده من هم اکنون بهترین شرایط برای مبارزه سراسری و فراگیر با نظام(برای اصلاح قانون اساسی) فراهم شده است و اگر از این فرصت استفاده نکنیم چه بسا در آینده مجبور شویم برای اصلاح قانون اساسی هزینه بیشتری را بپردازیم.
پیشنهاد من این است که تمام معترضین و مخالفین نظام به اتّفاق جبهه واحدی تشکیل دهیم و روی حدّاقل تغییرات در قانون اساسی با هم به تفاهم برسیم و آنگاه همگی در یکی از کلان شهرها(به غیر از تهران) جمع شویم و به اتّفاق به استانداری رفته و درخواست تغییر در قانون اساسی را به استاندار بعنوان نماینده دولت در استان بدهیم و از آنجا به نزد مسئولین ادارات، سازمانها و نهادهای دولتی آن شهر برویم و آنها را امر به معروف و نهی از منکر نمائیم(به آنها بگوئیم که شما بعد از انقلاب افراد و گروههای زیادی را به عناوین مختلف از رسیدن به پست های مهمّ حکومتی محروم کردید و نتیجه آن این شد که نتنها در 27 سال دوران مدیریت شما امور جامعه سامان نیافت بلکه روز به روز بر ناهنجاریها و مفاسد جامعه افزوده گردید پس آیا بهتر نیست که از این به بعد شرایط حضور تمامی ایرانیان با هر اعتقادی را در اداره امور کشور فراهم نمائید)، و در روزهای بعد نیز باید ابتدا برای پیگیری درخواست اصلاح قانون اساسی به استانداری برویم و بعد برای ادامه کار امر به معروف و نهی از منکر به نزد مسئولین نظام برویم(و این کار را تا چند روز ادامه دهیم) حال اگر مسئولین در این مرحله به خواسته های ما توجّه نکردند باید به سمت تهران حرکت نمایم تا خواسته های خود را مستقیماً به گوش مسئولین عالی نظام برسانیم(و همچنین آنها را امر به معروف و نهی از منکر نمائیم).
من شهر مشهد را به دلیل وجود بارگاه امام رضا(ع) بعنوان بهترین مکان برای شروع کار جبهه(معترضین) می دانم چرا که بارگاه امام رضا(ع) مکان امنی برای تشکیل جلسات معترضین می باشد.
ما باید دو هدف اصلی را دنبال کرده(و اعلام نمائیم)، هدف اوّل ارشاد(امر به معروف و نهی از منکر) مسئولین و هدف دوّم نیز درخواست تغییراتی در قانون اساسی می باشد.
هدف ارشادی: در اصل هشتم قانون اساسی آمده است«در جمهوری اسلامی ایران دعوت به خیر، امر به معروف و نهی از منکر وظیفه ای است همگانی و متقابل بر عهده مردم نسبت به یکدیگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت» و همچنین در آیه 104 سوره آل عمران می خوانیم«باید از میان شما جمعی دعوت به نیکی و امر به معروف و نهی از منکر کنند و آنها همان رستگارانند» و در آیه 110 سوره آل عمران نیز می خوانیم«شما بهترین امّتی بودید که به سود انسانها آفریده شده اید(چه اینکه) امر به معروف و نهی از منکر می کنید و به خدا ایمان دارید و ...» بنابراین هم قانون گذار و هم خدا به ما توصیه می کنند که مردم و حاکمان را به خیر و به معروف سفارش کرده و از منکر نهی نمائیم، لذا یکی از برنامه ها و اهداف جبهه ای که تشکیل خواهد شد امر به معروف و نهی از منکر مسئولین نظام خواهد بود.
هدف دوّم(درخواست اصلاحات): با توجّه به اصل 56 قانون اساسی که می فرماید«حاکمیّت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است، هیچکس نمی تواند این حقّ الهی را از انسان صلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد و ملّت این حقّ خدادادی را از طرفی که در بعد می آید اعمال می کند» و با توجّه به سخن امام خمینی در روز 12 بهمن سال 1357 در بهشت زهرا که فرمودند:«اینها از باب اینکه مسلّط به سرنوشت خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان هستند، رأی آنها برای آنها قابل عمل است لکن اگر چنانچه یک ملّتی رأی دادند(ولو تمامشان) به اینکه اعقاب این سلطان هم سلطان باشد این به چه حقّی ملّت پنجاه سال پیش از این سرنوشت ملّت بعد را معیّن می کند، سرنوشت هر ملّتی بدست خودش است» و با توجّه به اینکه اکثر کسانی که در حال حاضر حقّ رأی دارند از نسل جدید می باشند و این نسل نیز هیچ نقشی در تدوین و تصویب قانون اساسی(در سال 1358) نداشته اند، پس نسل جدید می تواند مدّعی شود که نسل انقلاب اجازه ندارد با قانون اساسی سال 1358 بر ما حکومت نماید و ما خود می خواهیم سرنوشت خودمان را تعیین نمائیم و حاکمان باید شرایطی را فراهم نمایند تا قانون اساسی با نظر و رأی مردم این زمان اصلاح گردد بنابراین درخواست دوّم ما اصلاح قانون اساسی خواهد بود.
جنابعالی ایراد گرفته اید که چرا من اینقدر به رعایت قوانین تأکید دارم آنجا که می فرمائید:« نمی دانم شما از کدام قانون صحبت می کنید که در برابر توهین مخاطبین این وبلاگ به مسئولین کشور باید پاسخگوی آن قانون باشید، در ضمن شما که اعتقاد به قانون و قانونمند بودن نظام دارید پس برای چه خود را به مخاطره می اندازید و مبارزه می کنید»، در پاسخ به ایراد فوق باید بگویم که ما مجبوریم به قوانین و مقرّرات کشور احترام بگذاریم چرا که اگر خلاف قانون عمل نمائیم افکار عمومی را از دست خواهیم داد و بعلاوه حاکمیت براحتی خواهد توانست حرکت اعتراضی ما را سرکوب نماید.
بعضی از اشخاص من را نمی شناسند و بعضی نیز نسبت به من سوء ظن دارند و احتمال می دهند که عامل حکومت باشم، خطاب به این اشخاص باید بگویم که جای هیچ نگرانی نیست چون هیچ ضرورتی ندارد که من نیز در جبهه ای که احتمالاً تشکیل خواهید داد حضور داشته باشم، شما می توانید تئوری را که مطرح کرده ام را بدون حضور من نیز اجرا نمائید. با سپاس فراوان - سید محسن قائمی
آقای قاسم فام پیشنهاد کرده اند که منشور نهضت حق طلبی نسل جدید مورد نقد و بررسی قرار گیرد«اما اگر در اين خصوص علاقهمند به پيگيري طرحتان هستيد پيشنهاد ميكنم بحث را به صورت مبناييتر دنبال كنيد.اول بياييد بحث چرايي حضور نظاميان در سياست را بحث كنيد و نسبت آرايش نيروهاي نظامي يك كشور را با روند مردمسالاري در ايران مورد بحث و گفتگو قرار دهيد و نظرات مختلف را در اين مورد بشنويد مشابه چنين مكانيزمي را ميتوانيد براي تاييد يا كنار نهادن ديگر اجزاي طرحتان به كار ببريد» من پیشنهاد ایشان را بسیار بجا می دانم، ناگفته نماند که هدف از تشکیل نهضت حق طلبی نسل جدید نیز نقد و بررسی تئوری نهضت حق طلبی نسل جدید و منشور آن بوده است.
آقای قاسم فام پیشنهاد انحلال سپاه را یک حرکت سیاسی می دانند و به همین دلیل با آن مخالفند« من البته بنابر دلايلي كه دارم و قبلا هم آوردم مخالف رويكرد سياسي به مشكلات روند مردمسالاري كشور و در اينجا فقراتي از طرحتان از جمله بحث انحلال سپاه بودم» ولی من بر خلاف نظر ایشان، درخواست انحلال سپاه را یک خواسته کاملاً منطقی میدانم چرا که:
نوزادی که به دنیا می آید در ابتدا به مراقبتهای ویژه نیاز دارد، اگر نوزاد فوق سالم باشد و رشد طبیعی داشته باشد هر چه بگذرد بیشتر به خود تکیه خواهد کرد و در نهایت خواهد توانست از دیگران مستقل گردد ولی چنانچه نوزاد بعضی از معلولیتها را داشته باشد تحت هیچ شرایطی نخواهد توانست بطور کامل مستقل گردد و باید برای همیشه از وی مراقبت شود.
پدر و مادری که فرزند معلولی دارند اجازه دارند که به هر اندازه که خواسته باشند فرزند خود را مورد توجّه و مراقبت قرار دهند ولی آنها تنها در صورتی می توانند از دیگران انتظار داشته باشند که پس از مرگشان به فرزند معلولشان توجّه ویژه نمایند که مخارج و هزینه های مورد نیاز این کار را تأمین کرده باشند.
انقلاب اسلامی در ابتدای پیروزییش به مانند یک نوزاد به مراقبت های ویژه نیاز داشت که تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در همین راستا بوده است.
از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی 28 سال می گذرد و از انقلاب انتظار می رود که بعد از گذشت این مدّت بتواند بدون تکیه بر بازوی نظامی اش(سپاه) به روی پای خود بایستد ولی اگر انقلاب نتواند بدون تکیه بر قدرت نظامی سپاه به حضور خود ادامه دهد باید علّت ناتوانی آن را بررسی کرد و از جمله علّتهای ناتوانی انقلاب را می توان در اصول انقلاب و قانون اساسی و یا در مدیریّت مدیران پس از انقلاب جستجو کرد، اگر بعضی از اصول انقلاب و اصول قانون اساسی با حقوق انسانها و سعادت افراد جامعه مغایرت داشته باشد باید اصلاح شود و چنانچه مشکلات موجود بخاطر سوء مدیریّت مدیران پس از انقلاب باشد باید قانون اساسی بگونه ای اصلاح شود که حکومت از انحصار انقلابیونی که تا کنون پستهای مهم را در اختیار داشته اند خارج گردد و تمامی ایرانیان در اداره امور کشور دخالت داده شوند.
حکومت فعلی برخواسته از قانون اساسی مصوّب سال 1358 می باشد، با توجّه به اینکه تعداد زیادی از کسانی که در سال 1358 در رفراندوم قانون اساسی شرکت کرده اند مرده اند و کسانی هم که از آنها زنده اند، اقلّیت مردم این زمان را تشکیل می دهند و با توجّه به اصل 56 قانون اساسی که«خدا انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است، هیچ کس نمی تواند این حقّ الهی را از انسان سلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد» نتیجه می گیریم که نسل جدید باید خود در رابطه با سرنوشت خود تصمیم بگیرد و نسل انقلاب اجازه ندارد با قانون اساسی سال 1358 بر مردم این زمان حکومت نماید و به همین دلیل سپاه پاسداران نیز نمی تواند بدون نظر نسل جدید به فعّالیت خود ادامه دهد(چرا که سپاه مشروعیت خود را از قانون اساسی سال 1358 گرفته است).
با توجّه به آنچه که گفته شد اگر مسئولین نظام بر تداوم حضور سپاه اصرار دارند، باید تمام هزینه های آن را شخصاً بپردازند(اجازه خرج کردن از بیت المال را برای این منظور ندارند).
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|