تبليغاتX
اطاق هم اندیشی پیرامون نهضت حق طلبی نسل - آخرین تغییرات در تئوری نهضت(12/12/1385)
 
 

آخرین تغییرات در تئوری نهضت در پاسخ به ایراد مدیر وبلاگ .... به خط و مشی وبلاگ اطاق هم اندیشی

با سلام و تقدیم احترام، جنابعالی به نحوه ی مبارزه من ایراد گرفته اید آنجا که می فرمائید:«اگر هدفتان مبارزه است پس بدانید شتر سواری دولا دولا نمی شود».

در پاسخ به این ایراد باید بگویم که:

من نیز مانند شما درگیر مبارزه با نظام هستم و عامل اصلی بسیاری از بدبختی ها و مشکلات  فعلی جامعه را در کجی ها و کاستی های قانون اساسی و همچنین در ضعف مدیریت و در بعضی موارد نیز سوء مدیریت مسئولین نظام(در طول 27 سال گذشته) می دانم و متقاضی اصلاح قانون اساسی می باشم ولی نوع مبارزه من با شما متفاوت می باشد، مبارزه جنابعالی و تمام کسانی که مانند شما مبارزه می کنند مبارزه ای از نوع محدود و ایذایی می باشد، مبارزه جنابعالی هرگز آن وسعت و عمق لازم برای ایجاد تغییرات اساسی در نظام و در قانون اساسی را ندارد و مسئولین نظام نیز از جانب شما خطر جدّی احساس نمی کنند، مبارزه محدود و ایذایی تنها مناسب زمانی است که شرایط برای مبارزه سراسری و فراگیر آماده نباشد ولی وقتی که شرایط داخلی و خارجی برای مبارزه سراسری و فراگیر آماده شد همه معترضین و مخالفین باید جبهه واحدی تشکیل دهند و تمام توان خود را برای انجام تغییرات در قانون اساسی بکار گیرند، به عقیده من هم اکنون بهترین شرایط برای مبارزه سراسری و فراگیر با نظام(برای اصلاح قانون اساسی) فراهم شده است و اگر از این فرصت استفاده نکنیم چه بسا در آینده مجبور شویم برای اصلاح قانون اساسی هزینه بیشتری را بپردازیم.

پیشنهاد من این است که تمام معترضین و مخالفین نظام به اتّفاق جبهه واحدی تشکیل دهیم و روی حدّاقل تغییرات در قانون اساسی با هم به تفاهم برسیم و آنگاه همگی در یکی از کلان شهرها(به غیر از تهران) جمع شویم و به اتّفاق به استانداری رفته و درخواست تغییر در قانون اساسی را به استاندار بعنوان نماینده دولت در استان بدهیم و از آنجا به نزد مسئولین ادارات، سازمانها و نهادهای دولتی آن شهر برویم و آنها را امر به معروف و نهی از منکر نمائیم(به آنها بگوئیم که شما بعد از انقلاب افراد و گروههای زیادی را به عناوین مختلف از رسیدن به پست های مهمّ حکومتی محروم کردید و نتیجه آن این شد که نتنها در 27 سال دوران مدیریت شما امور جامعه سامان نیافت بلکه روز به روز بر ناهنجاریها و مفاسد جامعه افزوده گردید پس آیا بهتر نیست که از این به بعد شرایط حضور تمامی ایرانیان با هر اعتقادی را در اداره امور کشور فراهم نمائید)، و در روزهای بعد نیز باید ابتدا برای پیگیری درخواست اصلاح قانون اساسی به استانداری برویم و بعد برای ادامه کار امر به معروف و نهی از منکر به نزد مسئولین نظام برویم(و این کار را تا چند روز ادامه دهیم) حال اگر مسئولین در این مرحله به خواسته های ما توجّه نکردند باید به سمت تهران حرکت نمایم تا خواسته های خود را مستقیماً به گوش مسئولین عالی نظام برسانیم(و همچنین آنها را امر به معروف و نهی از منکر نمائیم).

من شهر مشهد را به دلیل وجود بارگاه امام رضا(ع) بعنوان بهترین مکان برای شروع کار جبهه(معترضین) می دانم چرا که بارگاه امام رضا(ع) مکان امنی برای تشکیل جلسات معترضین می باشد.

ما باید دو هدف اصلی را دنبال کرده(و اعلام نمائیم)، هدف اوّل ارشاد(امر به معروف و نهی از منکر) مسئولین و هدف دوّم نیز درخواست تغییراتی در قانون اساسی می باشد.

هدف ارشادی: در اصل هشتم قانون اساسی آمده است«در جمهوری اسلامی ایران دعوت به خیر، امر به معروف و نهی از منکر وظیفه ای است همگانی و متقابل بر عهده مردم نسبت به یکدیگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت» و همچنین در آیه 104 سوره آل عمران می خوانیم«باید از میان شما جمعی دعوت به نیکی و امر به معروف و نهی از منکر کنند و آنها همان رستگارانند» و در آیه 110 سوره آل عمران نیز می خوانیم«شما بهترین امّتی بودید که به سود انسانها آفریده شده اید(چه اینکه) امر به معروف و نهی از منکر می کنید و به خدا ایمان دارید و ...» بنابراین هم قانون گذار و هم خدا به ما توصیه می کنند که مردم و حاکمان را به خیر و به معروف سفارش کرده و از منکر نهی نمائیم، لذا یکی از برنامه ها و اهداف جبهه ای که تشکیل خواهد شد امر به معروف و نهی از منکر مسئولین نظام خواهد بود.

هدف دوّم(درخواست اصلاحات): با توجّه به اصل 56 قانون اساسی که می فرماید«حاکمیّت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است، هیچکس نمی تواند این حقّ الهی را از انسان صلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد و ملّت این حقّ خدادادی را از طرفی که در بعد می آید اعمال می کند» و با توجّه به سخن امام خمینی در روز 12 بهمن سال 1357 در بهشت زهرا که فرمودند:«اینها از باب اینکه مسلّط به سرنوشت خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان هستند، رأی آنها برای آنها قابل عمل است لکن اگر چنانچه یک ملّتی رأی دادند(ولو تمامشان) به اینکه اعقاب این سلطان هم سلطان باشد این به چه حقّی ملّت پنجاه سال پیش از این سرنوشت ملّت بعد را معیّن می کند، سرنوشت هر ملّتی بدست خودش است» و با توجّه به اینکه اکثر کسانی که در حال حاضر حقّ رأی دارند از نسل جدید می باشند و این نسل نیز هیچ نقشی در تدوین و تصویب قانون اساسی(در سال 1358) نداشته اند، پس نسل جدید می تواند مدّعی شود که نسل انقلاب اجازه ندارد با قانون اساسی سال 1358 بر ما حکومت نماید و ما خود می خواهیم سرنوشت خودمان را تعیین نمائیم و حاکمان باید شرایطی را فراهم نمایند تا قانون اساسی با نظر و رأی مردم این زمان اصلاح گردد بنابراین درخواست دوّم ما اصلاح قانون اساسی خواهد بود.

جنابعالی ایراد گرفته اید که چرا من اینقدر به رعایت قوانین تأکید دارم آنجا که می فرمائید:« نمی دانم شما از کدام قانون صحبت می کنید که در برابر توهین مخاطبین این وبلاگ به مسئولین کشور باید پاسخگوی آن قانون باشید، در ضمن شما که اعتقاد به قانون و قانونمند بودن نظام دارید پس برای چه خود را به مخاطره می اندازید و مبارزه می کنید»، در پاسخ به ایراد فوق باید بگویم که ما مجبوریم به قوانین و مقرّرات کشور احترام بگذاریم چرا که اگر خلاف قانون عمل نمائیم افکار عمومی را از دست خواهیم داد و بعلاوه حاکمیت براحتی خواهد توانست حرکت اعتراضی ما را سرکوب نماید.

بعضی از اشخاص من را نمی شناسند و بعضی نیز نسبت به من سوء ظن دارند و احتمال می دهند که عامل حکومت باشم، خطاب به این اشخاص باید بگویم که جای هیچ نگرانی نیست چون هیچ ضرورتی ندارد که من نیز در جبهه ای که احتمالاً تشکیل خواهید داد حضور داشته باشم، شما می توانید تئوری را که مطرح کرده ام را بدون حضور من نیز اجرا نمائید.   با سپاس فراوان - سید محسن قائمی

 

  نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 16:3  توسط سید محسن قائمی 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM