خدا در سوره نساء آیه 59 خطاب به ایمان آورندگان می فرماید که اگر در امری اختلاف داشتید برای داوری به خدا و رسول مراجعه نمائید و تسلیم حکم آنها شوید و در آیه 105 سوره نساء و 64 سوره نحل می فرماید که پیامبر بر طبق آنچه در قرآن آمده است در بین مردم داوری می نماید. چون در حال حاضر به پیامبر خدا دسترسی نداریم باید برای حل اختلافهای میان خود مستقیماً به قرآن مراجعه نمائیم و از آن کمک بگیریم.
اختلاف مورد نظر در مورد حقّ حکومت کردن و چگونگی آن می باشد اعتراض در این است که چرا رهبری کشور تنها باید در انحصار فقها باشد و چرا دانشمندان و خبرگان غیر فقیه و غیر حوزه ای نمی توانند به مجلس خبرگان رهبری راه یابند.
از مراجعه به قرآن داریم که:
1 – خدا به پیامبران ابزار حکومت داری که حکم(احکام دین و قوانین داوری) و علم می باشد را داده است(برگرفته از سوره انبیاء آیات 74 و 79 و سوره یوسف آیه 55). بسیاری از احکام دین متأثر از شرایط زمانی و مکانی نزول وحی بوده است(بسیاری از احکام مخصوص شبه جزیره عربستان و مردم آن زمان بوده است) که باید در حال حاضر با شرایط زمانی و مکانی جدید تطبیق داده شود(از حالت منطقه ای ویژه عربستان به حالت جهانی تبدیل شود).
کسانی که می خواهند احکام دین را تغییر داده و بروز نمایند باید قبل از هر چیز به فرهنگ ها و آداب و رسوم جوامع مختلف آشنایی داشته باشند، برای این کار تسلط به علوم مختلف از جمله علم جامعه شناسی ضروری می باشد و امّا چون فقها تنها تخصّصشان فقه است و به دیگر علوم روز تسلّط ندارند پس هر گز نمی توانند به تنهایی و بدون کمک گرفتن از خبرگان دیگر علوم نسبت به صدور احکام جدید اقدام نمایند.
دومین ابزار حکومت داری علم است و همانطور که گفته شد فقها تنها در علم فقه تخصّص دارند(آن هم بصورت ناقص آن) بنابراین آنها ابزار لازم جهت اداره امور حکومت که حکم و علم می باشد(حداقل مورد نیاز برای این کار) را ندارند .
2- حضرت داوود با علم خدایی که داشت روش ساختن زره را به قومش تعلیم داد تا بدینوسیله آنها را در مقابل خطر دشمنان حفظ نماید(از سوره انبیاء آیه 80) از این موضوع نتیجه می گیریم که رهبران جوامع باید برای حفظ مردم در مقابل دشمنان تدابیر لازم را بیندیشند.
- انتظار بهترین و مؤثرترین تدبیرها را از کسانی می توان داشت که به تمام علوم روز تسلّط دارند و چون فقها تنها تخصّصشان فقه است(آن هم بصورت ناقص آن) پس نمی توان از آنها انتظار بهترین تدبیریها را برای اداره امور جامعه داشت.
3- خدا در آیه 7 سوره آل عمران و آیه 162 سوره نساء می فرماید که تنها راسخون در علم می توانند به بهترین و کاملترین فهم از قرآن دست یابند بنابراین کسی که تنها تخصّصش فقه است و به دیگر علوم روز تسلّط ندارد نمی تواند به بهترین فهم و برداشت از قرآن دست یابد و کسی که بهترین و کاملترین فهم و برداشت را از قرآن ندارد نمی تواند جامعه اسلامی را به بهترین نحو ممکن به سمت اهداف متعالی آن رهبری نماید.
- اگر راسخون در علم، دینی را بهتر و کاملتر تشخیص دهند و از آن پیروی نمایند دیگران نیز به تبعیّت از آنها به آن دین رو می آورند.
4 – رسالت پیامبران تزکیه مردم بوده است و اینکه به آنها کتاب(قرآن) و حکمت بیاموزند و آنچه را که نمی دانستند را به آنها یاد دهند(برگرفته از سوره بقره آیه 151 و سوره آل عمران آیه 164 و سوره جمعه آیه 2) بنابر این کسانی که می خواهند رسالت و راه پیامبران را ادامه دهند باید قرآن را خوب بفهمند تا بتوانند آن را به مردم آموزش دهند و باید علم و حکمت بدانند تا بتوانند آن را به مردم بیاموزند.
کسانی می توانند به بهترین فهم از قرآن دست یابند که در علوم مختلف صاحب نظر باشند(راسخون در علم) و امّا چون فقها تنها تخصّصشان فقه است(آن هم بصورت ناقص آن) و به دیگر علوم تسلّط ندارند پس از آنها نمی توان انتظار بهترین فهم از قرآن را داشت و نه انتظار علم و حکمت به روز و قابل قبولی بنابراین فقها به هیچ وجه نمی توانند به تنهایی رسالت پیامبران را که هدایت و رهبری جامعه است را انجام دهند.
5 – خدا در بیش از 30 آیه از قرآن عمل به معروف(عرف جامعه) را به مردم توصیه نموده است.*
- تعیین معروف(عرف جامعه) کاری علمی می باشد که باید صاحبنظرانی که به تمام ابعاد جامعه شناخت کامل دارند در باره آن اظهار نظر نمایند.
- کسانی که می خواهند جامعه را رهبری نمایند باید قدرت تشخیص درست معروف(عرف جامعه) را داشته باشند.
- فقها تنها در زمینه فقه تخصّص دارند و در بسیاری از علومی که برای تشخیص معروف به آن نیاز است تسلّط ندارند.
بنابر این چون فقها قدرت تشخیص معروف را ندارند پس صلاحیت اینکه بتوانند جامعه را بتنهایی رهبری نمایند را ندارند.
* آیاتی از قرآن که مردم در آن به عمل به معروف(عرف جامعه) توصیه شده اند عبارتند از: سوره بقره آیات 178 و 180 و 228 و 231 و 233 و 234 و 235 و 236 و 240 و 241 و سوره آل عمران آیات 104 و 110 و 114 و سوره نساء آیات 6 و 19 و 25 و 114 و سوره اعراف آیه 157 و سوره توبه آیات 67 و 71 و 112 و سوره نحل آیه90 و سوره حج آیه 41 و سوره لقمان آیات 15 و 17 و سوره احزاب آیه 6 و سوره محمّد آیه 21 و سوره ممتحنه آیه 12 و سوره طلاق آیات 2 و 6
6 – از جمله ویژگی ها و صفات لازم برای کسانی که می خواهند رسالت و مسئولیّتی را بر عهده بگیرند امانت داری می باشد.
از قرآن داریم:
1 -6 – پیامبران خود را امین مردم معرفی می کردند(از سوره اعراف آیه 68 و سوره شعراء آیات 107 و 125 و 143 و 162 و 178 و سوره دخان آیه 18).
2 -6 – وقتی پادشاه مصر به امانت داری حضرت یوسف اطمینان یافت او را مسئول خزانه داری مصر قرار داد(از سوره یوسف آیه 54).
3 -6 – حضرت سلیمان به کسی که امانت دار خوبی بود اجازه داد تا تخت ملکه سبا را حاضر نماید(از سوره نمل آیه 39).
4 - 6 – چون حضرت شعیب به امانت داری حضرت موسی اطمینان پیدا کرد مسئولیّت نگهداری از گوسفند های خود را به او سپرد(از قصص آیه 26).
امین بودن افراد یا باید توسط خدا تأیید شود(خدا در آیه 193 سوره شعراء و آیه 12 سوره تکویر جبرئیل را امین می نامد) و یا به تأیید مردم برسد.
نکته: پیامبران در قرآن خود را امین مردم معرفی کرده اند و خدا در این رابطه اظهار نظر نکرده است شاید علّت آن این باشد که خدا می خواسته مردم بر اعمال پیامبران نظارت داشته باشند.
- رهبری در جامعه ما بالاترین مقام و مسئولیت را دارد و باید امانت داری او مانند هر مقام دیگری به تأیید مردم برسد.
- مردم در صورتی می توانند به امانت داری رهبر اطمینان یابند که بتوانند بر عملکرد وی نظارت داشته باشند.
- قوانین فعلی اجازه نظارت مؤثّر و حقیقی مردم یا نمایندگانشان را بر اعمال رهبری نمی دهد.
ایرادهای مختلفی بر سیستم فعلی وارد است از جمله:
1 – فقهای شورای نگهبان توسط رهبر تعیین می گردند و نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبری و تأیید صلاحیت نامزدهای عضویت در این مجلس برعهده شورای نگهبان قانون اساسی می باشد و مجلس خبرگان رهبری نیز رهبر را تعیین کرده و بر عملکرد وی نظارت می نماید که این در واقع دور می باشد جالب این است که ایجاد تغییرات در قوانین مربوط به مجلس خبرگان رهبری نیز در اختیار همان مجلس قرار داده شده است. در یک چنین سیستمی مردم در عمل نظارت مؤثّری بر عملکرد رهبر ندارند بنابر این نمی توانند به امین بودن وی اطمینان یابند.
2 – روحانیت خطاکار در دادگاهی بنام دادگاه ویژه روحانیت محاکمه می شوند در حال حاضر اکثر نمایندگان و منصوبین رهبر روحانی هستند بنابر این اگر یکی از آنها جرمی مرتکب شد در دادگاه ویژه روحانیت محاکمه می گردد و مردم اجازه محاکمه او را ندارند بنابر آنچه گفته شد چون مردم نمی توانند بر عملکرد رهبر و نمایندگان وی نظارت کنند پس نمی توانند به امین بودنشان اطمینان حاصل نمایند.
توصیه: برای اینکه مردم بتوانند به امانت داری رهبر و نمایندگان وی اطمینان پیدا کنند بهتر است:
الف – فقهای شورای نگهبان مستقل از رهبر و مستقل از نمایندگان رهبر انتخاب شوند(می توانند توسط حوزه های علمیه انتخاب گردند).
ب – تمامی نمایندگان و منصوبین به رهبر(که روحانی هستند) در صورتی که مرتکب خطایی شدند در دادگاه ویژه ای محاکمه گردند که رئیس دادگاه مستقیماً توسط مردم یا نمایندگان مردم انتخاب شده باشد.
7 – کسی که می خواهد مسئولیّتی را قبول نماید باید قدرت و توانائی انجام آن را داشته باشد در این رابطه در قرآن آمده است که دختر حضرت شعیب به پدرش فرمود که چون موسی قوی و امین است او را برای نگهداری گوسفندان و انجام دیگر کارهایت استخدام کن(از سوره قصص آیه 26).
از جمله توانائی های لازم برای کسی که می خواهد جامعه ای را هدایت نماید این است که مدیریت بداند و از بهترین و مؤثّرترین ایده ها و راهکارها برای هدایت جامعه آگاه باشد، مطالب فوق(علم مدیریت و رهبری جامعه) را در درس فقه به طلاب نمی آموزند و این علوم را باید در خارج از کلاسهای فقه جستجو کرد بنابر این کسی که تنها درس فقه خوانده است توانائی رهبری جامعه را ندارد.
نتیجه نهائی:
با توجّه به آنچه گفته شد فقها به تنهایی صلاحیت لازم برای رهبری جامعه و یا انتخاب رهبر و یا نظارت برعملکرد وی را ندارند بنابراین لازم است تا دانشمندان و خبرگان دیگر علوم در امر رهبری جامعه و در انتخاب رهبر و در نظارت برعملکرد وی با فقها شراکت نمایند.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|